وبلاگ دانشجویان زبان انگلیسی دانشجویان دانشگاه پیام نور ایلام

    USE vs. LOVE

 

    دوست داشتن در مقابل استفاده كردن

   

      زمانيكه مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش

    تكه سنگي را بداشت و  بر روي بدنه اتومبيل خطوطي را انداخت.

 

    While a man was polishing his new car, his 4 yr old son picked up a

    stone and scratched lines on the side of the car.

 

    

 

    مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت

    دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را

    تنبيه نموده

 

    In anger, the man took the child's hand and hit it many times not

    realizing he was using a wrench.

    

 

    در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد

 

     

 

    وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از او پرسيد "پدر كي انگشتهاي

    من در خواهند آمد" !

 

    When the child saw his father with painful eyes he asked, 'Dad when

    will my fingers grow back?'

 

    

 

    آن مرد آنقدر مغموم بود كه هچي نتوانست بگويد به سمت اتوبيل برگشت

    وچندين باربا لگدبه آن زد

 

    The man was so hurt and speechless; he went back to his car and

    kicked it a lot of times.

 

    

 

    حيران و سرگردان از عمل خويش روبروي اتومبيل نشسته بود و به خطوطي كه

    پسرش روي آن انداخته بود  نگاه مي كرد . او نوشته بود " دوستت دارم پدر"

 

    Devastated by his own actions, sitting in front of that car he

    looked at the scratches; the child had written 'LOVE YOU DAD

 

    

 

    روز بعد آن مرد خودكشي كرد

 

    The next day that man committed suicide. . .

 

    

 

    خشم و عشق حد و مرزي ندارنددومي ( عشق) را انتخاب كنيد تا زندكي دوست

    داشتني داشته باشيد و اين را به ياد داشته باشيدكه

 

    Anger and Love have no limits; choose the latter tohave a beautiful,

    lovely life & remember this:

 

    

 

    اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند

 

    Things are to be used and people are to be loved.

 

    

 

    در حاليك امروزه از انسانها استفاده مي شود و اشياء دوست داشته مي شوند.

 

    The problem in today's world is that people are used while things

    are loved.

 

    

 

    همواره در ذهن داشته باشيد كه:

 

    Let's try always to keep this thought in mind:

 

    

 

    اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند

 

    Things are to be used,People are to be loved.

 

    

 

    مراقب افكارتان باشيد   كه تبديل به گفتارتان ميشوند

 

    Watch your thoughts; they become words.

 

    

 

    مراقب گفتارتان باشيد كه تبديل به رفتار تان مي شود

 

    Watch your words; they become actions.

 

    

 

    مراقب رفتار تان باشيدكه تبديل به عادت مي شود

 

    Watch your actions; they become habits.

 

    

 

    مراقب عادات خود باشيدشخصيت شما مي شود

 

    Watch your habits; they become character;

 

    

 

    مراقب شخصيت خود باشيدكه سرنوشت شما مي شود

 

    Watch your character; it becomes your destiny.

 

    

 

    خوشحالم كه  دوستي اين پيام را براي ياد آوري به من فرستاد

 

    I'm glad a friend forwarded this to me as a reminder.

 

    

 

    اميدوارم كه روز خوبي داشته و  هر مشكلي كه با آن روبرو هستيد

 

    I hope you have a good day no matter what problems you may face.

 

    

 

    آخرين روز آن باشد و تمام شود

 

    It's the only day you'll have before it's over


سکه‏ی عاشقی

نویسنده: ا. هنری

ترجمه: محسن حدادی

/با ترجمه فارسی در ادامه مطلب /


by: O. Henry

The conversation I am going to tell you about took place in the reporter`s room of «The Morning Beacon».  I was doing some work for this newspaper. I wrote about anything I could see in New York City during my long walks about its streets. I had very little money because I had no regular work.

One day Tripp came in and stopped at my table. Tripp was working in the printing department. I think he had something to do with pictures, because he always smelled of photographers` chemicals and his hands were always stained and burnt with acids. He was about twenty-five but looked forty. Half of his face was covered with a short red beard, which looked like a door-mat. He looked pale, miserable and unhealthy.

He used to borrow monet from all of us. He asked for a small sum – from twenty-five cents to a dollar. One dollar was his limit. He knew that nobody would give him more then one dollar. He sat on my table holding one hand with the other with difficulty. But it was no use: both hands were shaking. Whisky!

That day I had got five new silver dollars as an advance on a story I was writing for the paper. So I was feeling at peace with the world.

“Well, Tripp,’ said I looking up at him, “how are you?”

“Have you got a dollar?” asked Tripp. He was looking more miserable than ever.

“I have”, said I. And again I said: “I have five dollars in fact. And I got them with great difficulty, I can tell you. And I am very glad I got them because I need them very much.” I was afraid he would ask me to give him a dollar. So I made everything clear.

“I don`t wont to borrow any money,” said Tripp, and I was glad to hear those words. “I can give you some facts for a story and you can write it up and get a lot of money.  It will make an interesting story. It will cost you a dollar or two to get the facts for the story. But I don`t want any money for myself.”

“What are the facts?” I asked him............ BE CONTINUED   ادامه دارد در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ 5:0 PM نويسنده aMiN |

اشانتیونeShAnTiOoOon

یکشنبه شانزدهم آبان 1389


با سلام خدمت دوستان عزیزم ، تو بخش  اشانتیون قصد مون اینه در مورد ترفندها و روشهای جدید دنیای مجازی اطالاعاتی در اختیارتون به صورت رایگان قرار بدیم امیدوارم مورد پسندتون باشه!!!

 

نحوه ی چت با موبایل

این هفته QEEP

برای اینکار کافیه سیم کارت و گوشی شما دارای قابلیت ارتباط با اینترنت باشن

بعد از اطمینان از این امر فقط کافیه از دستورات زیر پیروی کنید

1-     در محل ورود به سایت در گوشی آدرس سایت WWW.GETJAR.COM وارد کنید

2-     در قسمت BROWESER سایت کلمه   QEEPرا تایپ کنید و سرچ را بزنید

3-     سپس بر قسمت دانلود کلیک کنید و نرم افزار را بر روی گوشی خود دانلود کنید

4-     در صورت دانل.د نرم افزار به محل ذخیره شدن آن در محلی که ذخیره نمده اید رفته و انرا اجرا کنید.

5-     سپس اطلاعات درخواستی نظیر نام آیدی دلخواه ، اسم ،محل سکونت و ....  و ریجستر را بزنید.

 .........................................................................................................................................

بهترین سایت های آموزشی به زبان انگلیسی

اگه دنبال یادگیری هستید و دانش زبان انگلیسی شما هم به اندازه صبر و حوصله شما زیاده میتونید در لینكهای ادامه مطلب با پرطرفدارترین سایت های آموزشی آشنا بشید و مطالب جالبی بیاموزید.


نشنال جئوگرافیک ( http://nationalgeographic.com ) : نشریه ای که دامنه وسیعی از اطلاعات علمی را از فضا و محیط زیست تا حیوانات و جهان موسیقی در خود می گنجاند، اما مهمتر از همه این نشریه اشتیاق زیستن را در جهان گسترش می دهد و با استفاده از آن به بهبود شرایط محیط زیست کمک می کند.

ناسا ( http://www.nasa.gov ) : فایلهای ویدیویی، فایلهای صوتی خبری، آرشیو عظیم تصویری، فایلهای تصویری سه بعدی و پرونده هایی در رابطه با ماموریتهای فضایی اطلاعاتی هستند که می توان در این وب سایت جستجو کرد. این سایت می تواند کاملترین اطلاعات را در اختیار علاقمندان به علوم فضایی قرار دهد.

ابزارها چگونه کار می کنند ( http://howstuffworks.com ) : این وب سایت مقالات حرفه ای درباره عملکرد هر پدیده و ابزار از رایانه ها و خودروها گرفته تا جزئی ترین ابزار و پدیده ها را ارائه کرده و دارای صدها فایل ویدیویی برای نمایش تجربیات مختلف علمی است.

دیسکاوری ( http://discovery.com ) : این وب سایت بیشتر بر موضوعاتی مانند محیط زیست، باستان شناسی، انسان، دایناسورها، فضا و تکنولوژی تمرکز داشته و فایلهای تصویری و صوتی فراوانی را برای استفاده علاقمندان بر روی شبکه قرار داده است.

مجله آنلاین اسمیتسونیان ( http://smithsonianmag.com ) : موسسه اسمیتسونیان در واشنگتن یکی از بزرگترین مجتمع های موزه در جهان به شمار می رود و مجله آنلاین آن رقیبی جدی برای نشنال جئوگرافی شناخته می شود. این وب سایت منبعی غنی از مطالب علمی ارزشمند و معتبر است.


http://ted.com : تد نام سازمان بزرگی است که افراد مختلف را از سرتاسر جهان به کنفرانسی دعوت می کند تا نظریات خود را درباره جهان، فناوری، طراحی و دیگر حوزه های علمی و هنری با یکدیگر در میان بگذارند. آرشیو فیلمهای این کنفرانسها را می توان در وب سایت این سازمان مشاهده کرد. این وب سایت مطالب خود را در زبانهای مختلف از جمله فارسی ارائه می کند.

http://arkive.org : تصاویری از حیات بر روی زمین عنوان کلی اطلاعات و فایلهایی است که درباره حیات وحش و محیط زیست بر روی این وب سایت قرار گرفته است. گونه های منقرض شده جانوران در این سایت در اولویت قرار دارند و به گفته این سایت، این جانداران را تنها می توان در arkive زنده و سالم مشاهده کرد.

http://historytoday.com : در صورتی که به صورت رایگان به عضویت این سایت در آیید می توانید به صدها مقاله معتبر از مجلات مشهور دسترسی پیدا کنید. این مقالات در بخشهای مختلف طبقه بندی شده اند و با وجود رتبه بندی های آکادمیک معتبر خواندن آنها بسیار ساده است.

http://www.pbs.org : دامنه فعالیتهای این شبکه و وب سایت علوم، هنر و تاریخ است و بر روی آن می توان فایلهای ویدیویی ارزشمندی را درباره موضوعات علمی مورد نظر مشاهده کرد.


درباره اهميت يادگيري زبان انگليسي بسيار سخن رفته است . اگه شما نيز قصد داريد زبان انگليسي را فرا گيريد يا زبان خود را تقويت نماييد امروز در ايران فاكس نيوز پانزده سايت بي نظير و ممتاز در اينترنت معرفي خواهم نمود كه اميدوارم جواب گوي نياز شما در زمينه يادگيري زبان انگيسي باشد .




livemocha اولين سايت شبكه اجتماعي مخصوص يادگيري زبانهاي خارجي در دنياست . در اين سايت دروس خود آموز ، نوشته ، صوت و ويدئوهايي متنوع و گوناگوني در اين زمينه ها وجود دارد اما اين ، همه قابليت هاي اين سايت نيست !
مهمترين خاصيت اين سايت اين است كه عده بسيار زيادي از علاقمندان به يادگيري زبان هاي خارجي در سرتاسر جهان در اين سايت گرد هم آمده اند و با امكاناتي كه اين سايت در اختيار آنها قرار گذاشته است قادر هستند با يكديگر با زبان پايه مورد علاقه خود ارتباط برقرار نمايند و زبان خود را بهبود بدهند . همچنين افراد بسيار زيادي در اين سايت وجود دارند كه به زبان مورد نظر شما تسلط كافي دارند و شما را در اين زمينه ياري مي دهند . نام ديگر آن را فيسبوك علاقمند به يادگيري زبانهاي خارجي بگذاريد ! lخودم هم به اين سايت علاقمند شدم بعد از نوشتن اين مطلب در سايت ايران فاكس نيوز حتما به اين سايت مراجعه خواهم نمود ! البته جالب است بدانيد اگر ايراني هستيد ، اگر در ايران نيستيد ولي نمي توانيد خوب فارسي صحبت كنيد اين سايت از علاقمندان به يادگيري زبان فارسي نيز پشتيباني مي كند .


هر علاقمند با يادگيري زبان انگليسي آرزو دارد دايره لغات خود را افزايش دهد . تخصص اين سايت نيز همين است . در ورژن رايگان اين سايت فايل هاي mp3 و فيدهاي پرباري علاوه بر آموزش هاي معمول به شما مي دهد و متدهاي گوناگوني را براي يادگيري به شما معرفي مي نمايد .

3-BBC

قسمت اموزش زبان هاي خارجي بي بي سي كه شامل زبان انگليسي نيز هست يك سايت آموزشي قوي و پربار است كه مطالب آن روزانه با موضوعات روز بروز مي شود . صوت و تصوير بسيار در اين سايت بكار رفته است .

اين سايت هم يك سايت بسيار مفيد براي كساني است كه دوست دارند زبان انگليسي را بعنوان زبان دوم خود بياموزند ! در اين سايت مجموعه كاملي از قوائد ، لغات ، آزمون ها و مباحث ESL و يك انجمن فعال گفتگو و همچنين استادان راهنما همگي به رايگان آماده خدمت به شماست .

اين سايت هم آموزش خود را بر مبناي زبان انگليسي زبان دوم قرار داده است . اين سايت درس هاي خود را به هشت نرحله تقسيم نموده است و از يك انجمن فعال گفتگو نيز بهره مي برد .

خب اين سايت براي كساني مفيد است كه پايه بسيار ضعيفي در انگليسي دارند . يازده مرحله دارد و در هر مرحله ممكن است درس هاي شمابه باشند پس در مجموع بيش از 50 درس در آن وجود دارد.

سايتي ديگري كه در ايران فاكس نيوز معرفي مي كنم در حقيقت يك دايركتوري مخصوص يادگيري زبان انگليسي است كه در آن مي توان لينك هاي بسيار زيادي به فيلم هاي آموزشي ، سايت هاي آموزش زبان ، گرامرها ، تلفظ ها و سايت هايي از اين قبيل يافت.

اين هم نرم افزار خو آموز زبان انگليسي شامل مقاله ، بازي و دانلود است . همچنين براي راحتي كاربران واژگان اين نرم افزار به 100 زبان دنيا ترجمه شده است .

اين سايت نيز در كنار آموزش ويدئوهاي صوتي و تصويري بسيار زيادي در كنار چت و گفتگوي ان لاين به شما مي دهد .

اين سايت كه بر پايه وب 2 ساخته شده است به شما كمك مي كند تا با دوستيابي ، شركاي خود براي يادگيري زبان انگليسي را بيابيد . همچنين صدها مقاله ، ويدئو ، صوت و تصوير در اين سايت اجتمي يافت مي شود .

در اين سايت مي توانيد ازمون هاي زبان انگليسي در همه مراحل از پايه تا پيشرفاته و به تفكيك موضوع از قبيل واژگان ، گرامر ، سطح را بيابيد .

در اين سايت با بازي هاي متنوع به شما زبان انگليسي را اموزش مي دهد.

اين سايت بر پايه صوت بيش از بيست زبان مختلف را آموزش مي دهد . شما مي توانيد فايل ها را بصورت mp3 دانلود نماييد و هر مكان كه مايليد از آن استفاده نماييد .

براي قوي كردن دايره لغات در سه زبان انگليسي ، فرانسه و اسپانيايي در درس هاي 90 روزه


گاهي اوقات گوش دادن بهترين شيوه آموزشي است . در اين سايتدبيش از چهل درس بر پايه صوت مي توانيد بيابيد .

منبع:

http://www.iranfoxnews.com


  

+ 10:39 AM نويسنده aMiN |

We Are Don t SLeeP

سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390

And Mehr and once more looked on

  ..... Hope the new year full of success

+ 7:53 PM نويسنده aMiN |

All depends on your perspective


a professor stood before her philosophy 101 class and had some items in front of her.

When the class began ,wordlessly, she picked up a very large and empty mayonnaise jar and proceeded to fill it with golf balls.

she than asked  the students if the jar was full. They agreed that it was. So the professor picked up  a box of pebbles and poured them into the jar. She shook the jar lightly.

The pebbles, of course, rolled into the open areas  between the golf balls. She than asked the students again if the jar was full. They agreed it was.

The professor than picked up a box of sand poured it into the jar.

Of course, the sand filled up everything else. She than asked once more if the jar was full.

The students  responded with a unanimous –yes.

the professor than produced two cans of liquid chocolate from under the table and proceeded to pour the entire contents into the jar effectively filling the empty space between the sand. The students laughed.

“now,” said the professor, as the laughter subsided, “I want you to recognize that this jar represent your life. The golf balls are the important things - - your family, your spouse, your health, your children, your friends, your favorite passions - - things that if everything else was lost and only they remained, your life would still be full.

“ The pebbles are the other things that matter like your job, your house, Your car.

“ “ the sand is everything else - - the small stuff.””

“If you put the sand into the jar first, “she continued, “there is no room for the pebbles or the golf balls. The same goes for your life. If you spend all your time and energy on the small stuff, you will never have room for the things that are important to you.

Pay attention to the things that really matter. Set your priorities. The rest is just sand. “

one student raised her hand and inquired what the chocolate represented.

The professor smiled: “I’m glad you asked. It just goes to show you that no matter how full your life may seem, there’s always room for chocolate!!!!!!"

 

+ 11:48 PM نويسنده mohsen |

JusT hAve FuNفقط واسه خنده

چهارشنبه هفتم مهر 1389

با سلام خدمت دوستای گلم  تصمیم گرفتم این TOPICدرست کنم واسه زنگ تفریح بعد مطالعه!

تو این قسمت فقط از مطالب غیر علمی و درسی خواهیم نوشت تا یه وقت خدایی نکرده سرانه

مطالعه کشور رو یهویی زیادی بالا نبرین!!!!

هرجی خبر یا اتفاقه جالبی که توی روزمرگیامون، تو دانشگاه،  واسه خودمون، دوستان و اساتید و..............افتاده،می افته و خواهد افتاد خواهیم گفت!

خبر اول

دیروز اتفاق جالبی افتاد که هر 100 سال یه بار اتفاق می افته

باورتون میشه؟

حالا دیگه می تونین پز بدنین به بچه ها و نوه هاتون که تو یه اتفاق مهم تاریخی بودین

اما چه اتفاقی؟

اهان

باید خدوتتون عارض شم که دیروز اعداد 123456789 در کنار هم ردیف شدن اونم بعده 100 سال !

توجه فرمودین؟ چه جوری نداره!!!

 1:23:45             6/7/89   

6/7/89   1:23:45  حالا باورتون شد؟ تبریک میگم جهانی شدنتون

.....................................

با سلام و خسته نباشید خدمته تمومه دوستای گلم چه تازه واردا چه آش خورا چه سال آخریا و چه در راه مونده (همون مشروطیا)

فردا اولین روز دانشگاه البته واسه رشته ما مترجما!

شانس ما رو ببین همون ساعت 8 صبح اولین کلاس ماییم! و فرصت چایی تازه دم با مزه پلاستیک و گرفتن پاتوق های خوب  تو حیاط و تو دانشگاه و از دست می دیم ! 

فردا روز سختی در پیشه !باید کلی سعی کرد بینم کی و میشه گول زد چراغ اول صبحونه خریدن و به نامش زد! ولی خوبیش اینه چون باید با خیلیا آشنا شد!( آخ جون سال اولیا)

همچنین از فردا باز میشه به راحتی پایه های دائم دانشگاه و شناخت! که هستن پلاس اونجا در حال علم و مکاشفات!!!!!!!

تا فردا شب و یه گزارش دیگه بای بای


سلام

الان فردا شب دیشبیه که بهتون قول دادم

ضد حال ترین حال دنیا!

خدمتتون عارض شم که اول کاری جا داره از سورپرایز مدیر گروه نهایت تشکر و به جا بیارم !تعجب نکنین حتما شما هم جا من بودین همین کار رو می کردین !!!!!!

فکر شو بکن!!!! سه ماه فقط مسیج،خواب ، کباب ، کتاب(نه ازین کتابهای درسی) یا همون تحصیل تهذیب ورزش نسل قدیمیا

خلاصه کجا بودیم ؟

آهان بعد 3 ماه استند بای بودن قرعه فال به نامتون بوخوره بشین اول کلاس اولین روز شروع کلاس ها!!!!

اونم چه روزی و چه سال!شنبه 8 صبح!

آخه جونم واست بگه طی یک عملیات کماندویی در 5 دقیقه کیف و کتاب جمعوندی کفش و لباس پوشوندیم تا خودمونو رسوندیم! اما چه رسوندنی ؟ به چه خفتی ؟

- خوردن صبحانه همراه با شانه کردن موی سر

- پوشیدن جوراب غصبی(پدر یا بردار)

- بستن بند کفش در تاکسی

- تیغ خوردن توسط قشر محترم تاکسی

- دیدن روی بعضی خینچلها در دانشگاه

- و ..

از همه بدتر خنده های حامی جون!!!!!

آخرشم فهمیدیم اه؟ چه رمانتیک کلاسمون افتاده فردا صبح! تصورش و بکن!

....................................................

اما از نیمه پر لیوان یه نگاه بندازیم

با اتفاقای که افتاد  این منفعت ها بدت اومد

- دیدن روی ماه دوستان

- فهمیدیم که پیام نور مد شده و تنها نیستیم

- روم به دیوار دیدن مدلهای جدید غربی و ماهواره ای از برادران و خواهران محترم

- فهمیدن این موضوع که بعضیا خیلی خیلی اهله جزوه و کار گروهین حتی تو روز اول

- دیدن انبوه ی از سال اولی ها و فهمیدن اینکه هنوز هم فرصتی برای عاشقی مانده است!

- خلاصه جای شما خالی خوردن یک صبحانه ی کامل مجانی صرفا با گفتن یک جمله!

بچه ها میخوام عیار دوستیتون و بسنجم کی واسم چایی و کیک میخره؟هاها

(امتحان کنید در 99% مواقع جواب میده)


بحر حال امروزم رفت با تمومه کارهای درسی کلاسی که کردیم(دی دروه قوینه)

اما یه چیزی فهمیدم تنها کسی که تو اون شلوغی خوش بحالش شده بود فقط یه نفر بود !

اگه گفتین کی؟

(از بردن نام اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی معذوریم)

بین خودمون بمونه ! همون اقا هه که از درب ورودی سالن  میری تو خونش پیشه عابر بانکس دیگه؟ همونکه بهش میگی سلطان برنامه!همون که کلید زیاد داره ها!!!!!!

خوش بحالش الان داره با من تماس بگیرید می فرسته واسه این همه خاطرخا که امروز واسش صف بسته بودن!

دنیا دور دور دیگه!

خدا قسمت بکنه واسه همه ایشالا.....ایشالا! (با ریتم خوانده نشود)

........................................................

اینم یه تاپیک باحال واسه مسیجک بازاش!(به پا گیج نشی ها از خوندنشون )


Challenging you if you could say them 5 times Correctly

1. If you understand, say "understand" . If you don't understand, say "don't understand". But if you understand and say "don't understand". How do I understand that you understand? Understand!
 
2. I wish to wish the wish you wish to wish, but if you wish the wish the witch wishes, I won't wish the wish you wish to wish.
 
3. Sounding by sound is a sound method of sounding sounds.
 
4. A sailor went to sea to see, what he could see. And all he could see was sea, sea, sea.
 
5. Mr. See owned a saw.And Mr. Soar owned a seesaw. Now See's saw sawed Soar's seesaw Before Soar saw See, Which made Soar sore.Had Soar seen See's saw Before See sawed Soar's seesaw, See's saw would not have sawed Soar's seesaw. So See's saw sawed Soar's seesaw.But it was sad to see Soar so sore Just because See's saw sawed Soar's seesaw.
 
6. If two witches were watching two watches, which witch would watch which watch?
 
7. I thought a thought.But the thought I thought wasn't the thought I thought I thought. If the thought I thought I thought had been the thought I thought, I wouldn't have thought so much.
 
8. Once a fellow met a fellow In a field of beans. Said a fellow to a fellow, "If a fellow asks a fellow, Can a fellow tell a fellow What a fellow means?"
 
9. Mr Inside went over to see Mr Outside. Mr Inside stood outside and called to MrOutside inside. Mr Outside answered Mr Inside from inside and Told Mr Inside to come inside. Mr Inside said "NO", and told Mr Outside to come outside. MrOutside and Mr Inside argued from inside and outside about going outside or coming inside. Finally, Mr Outside coaxed Mr Inside to come inside, then both Mr Outside and Mr Inside went outside to the riverside.
 
10. SHE SELLS SEA SHELLS ON THE SEA SHORE , BUT THE SEA SHELLS THAT SHE SELLS, ON THE SEA SHORE ARE NOT THE REAL ONES
 
11. The owner of the inside inn was inside his inside inn with his inside outside his inside inn.
 
12. If one doctor doctors another doctor does the doctor who doctors the doctor doctor the doctor the way the doctor he is doctoring doctors? Or does the doctor doctor the way the doctor who doctors doctors?
 
"When a doctor falls ill another doctor doctor's the doctor. Does the doctor doctoring the doctor doctor the doctor in his own way or does the doctor doctoring the doctor doctors the doctor in the doctor's way"
 
13. We surely shall see the sun shine shortly. Whether the weather be fine, Or whether the weather be not, Whether the weather be cold Or whether the weather be hot, We'll weather the weather Whatever the weather, Whether we like it or not. Watch? Whether the weather is hot. Whether the weather is cold. Whether the weather is either or not. It is whether we like it or not.
 
14. Nine nice night nurses nursing nicely.
 
15. A flea and a fly in a flue Said the fly "Oh what should we do" Said the flea" Let us fly Said the fly"Let us flee" So they flew through a flaw in the flue
 
16. If you tell Tom to tell a tongue-twister his tongue will be twisted as tongue-twister twists tongues.

Fropki

..

            .......................................................................................................

به مرغ بگم واستون تخم بذار؟    :>اصفهونی خونده شود  

بله درست خوندین این جمله توسط یکی از دانشجویان در پاسخ به سوال استاد مبنی اینکه آیا کسی اصفهونی می دونه؟

دیروز دوست تازه وارد و گلمون بهروز جان در پاسخی دندان شکن به استاد این نطق تاریخی استفاده کرد!

اما افشاگری و حاشیه بعد از گفتن جمله و تبریک استاد به منظور دانستن زبان اصفهانی

بهروز گفت که فقط همین یک جمله رو بلدم که اونم یک جک هستش با این توضیح

   .

   .

اصفونیه مهمون واسش میاد تعارف میزنه شام بمونین تا به مرغه بگم واستون تخم بذاره


قهوه ی شور
اون (دختر) رو تو یک مهمونی ملاقات کرد. خیلی برجسته بود، خیلی از پسرهادنبالش بودند در حالیکه او (پسر) کاملا طبیعی بود و هیچکس بهش توجه نمیکرد.
آخر مهمانی، دختره رو به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد اما از روی ادب، دعوتش رو قبول کرد. توی یک کافی شاپ ناز نشستند، پسر عصبی تر از اون بود که چیزی بگه، دختر احساس راحتی نداشت و با خودش فکر می کرد،
"خواهش می کنم اجازه بده برم خونه..."
یکدفعه پسر پیش خدمت رو صدا کرد، "میشه لطفا یک کم نمک برام بیاری؟ می خوام بریزم تو قهوه ام." همه بهش خیره شدند، خیلی عجیبه! چهره اش قرمز شد
اما اون نمک رو ریخت توی قهوه اش و اونو سرکشید. دختر با کنجکاوی پرسید،
"چرا این کار رو می کنی؟" پسر پاسخ داد، "وقتی پسر بچه کوچیکی بودم،
نزدیک دریا زندگی می کردم، بازی تو دریا رو دوست داشتم، می تونستم مزه
دریا رو بچشم مثل مزه قهوه نمکی. حالا هر وقت قهوه نمکی می خورم به یاد
بچگی ام می افتم، زادگاهم، برای شهرمون خیلی دلم تنگ شده، برا والدینم
که هنوز اونجا زندگی می کنند." همینطور صحبت می کرد، اشک از گونه هاش
سرازیر شد. دختر شدیدا تحت تاثیر قرار گرفت. یک احساس واقعی از ته قلبش.
مردی که می تونه دلتنگیش رو به زبون بیاره، اون باید مردی باشه که عاشق
خونوادشه، هم و غمش خونوادشه و نسبت به خونوادش مسئولیت پذیره... بعد
دختر شروع به صحبت کرد، در مورد زادگاه دورش، بچگیش و خونوادش.
مکالمه خوبی بود، شروع خوبی هم بود. اونها ادامه دادند به قرار گذاشتن.
دختر متوجه شد در واقع اون مردیه که تمام انتظاراتش رو برآورده می کنه:
خوش قلبه، خونگرمه و دقیق. اون اینقدر خوبه که مدام دلش براش تنگ میشه!
ممنون از قهوه نمکی! بعد قصه مثل تمام داستانهای عشقی زیبا شد، پرنسس با
پرنس ازدواج کرد و با هم در کمال خوشبختی زندگی می کردند....هر وقت می
خواست قهوه براش درست کنه یک مقدار نمک هم داخلش می ریخت، چون می دونست
که با اینکار حال می کنه.
بعد از چهل سال، مرد در گذشت، یک نامه برای زن گذاشت، " عزیزترینم، لطفا
منو ببخش، بزرگترین دروغ زندگی ام رو ببخش. این تنها دروغی بود که به تو
گفتم--- قوه نمکی. یادت میاد اولین قرارمون رو؟ من اون موقع خیلی استرس
داشتم، در واقع یک کم شکر می خواستم، اما هول کردم و گفتم نمک. برام سخت
بود حرفم رو عوض کنم بنابراین ادامه دادم. هرگز فکر نمی کردم این شروع
ارتباطمون باشه! خیلی وقت ها تلاش کردم تا حقیقت رو بهت بگم، اما ترسیدم،
چون بهت قول داده بودم که به هیچ وجه بهت دروغ نگم... حال من دارم می
میرم و دیگه نمی ترسم که واقعیت رو بهت بگم، من قهوه نمکی رو دوست ندارم،
چه عجیب بد مزه است... اما من در تمام زندگیم قهوه نمکی خوردم! چون تو رو
شناختم، هرگز برای چیزی تاسف نمی خورم چون این کار رو برای تو کردم. تو
رو داشتن بزرگترین خوشبختی زندگی منه. اگر یک بار دیگر بتونم زندگی کنم
هنوز می خوام با تو آشنا بشم و تو رو برای کل زندگی ام داشته باشم حتی
اگه مجبور باشم دوباره قهوه نمکی بخورم...


+ 10:45 PM نويسنده aMiN |

sLanG

دوشنبه پنجم مهر 1389

اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی به زبان انگلیسی چی میشه؟

كی میدونه لغات slang به چه چیزایی گفته میشه؟

كی میتونه در فیلم های آمریكایی اصطلاحات رایج و غیر رسمی كه خیلی هم كاربرد دارند رو مثال بزنه؟

كی میتونه بگه ماست مالی كردن به انگلیسی چی میشه؟
كی میتونه بشكن بزنه؟
كی میتونه خوب قرش بده؟

 

 

                                          1) it’s a deal : قبوله ، باشه ، موافقم

از این اصطلاح وقتی استفاده می کنین که می خواین حرف طرف مقابل رو تائید کنید     

مثال: 

 A: Ok, you go your own way and I’ll go mine, deal?

B: ya, it’s a deal

A: باشه تو راه خودتو برو ، منم راه خودمو میرم.قبوله؟

B: اره ، موافقم

 

نکته: شما می تونین بجای گفتن "it’s a deal" فقط بگین "deal".

 

2) it’s no big deal: مشکلی نیست ، چیز مهمی نیست ، خیالی نیست

مثال: 

A: Im sorry, I bumped into your car

B: it’s just a fender-bender. No big deal

A: ببخشید، زدم به ماشینتون

B: فقط یه تصادف کوچیک بود.چیز مهمی نیست

 

نکته:

- بجای "it’s no big deal" می تونین بگین "no big deal"

- می تونین بجای "no big deal" از این اصطلاح "های کلس" ! استفاده کنین: no biggie

- یادم نیست قبلا گفتم یا نه ولی fender-bender یعنی تصادف خیلی کوچیک و جزئی(در حد یه خراش!)

 

3) have sb to deal with: با کسی طرف شدن

مثال: if you beat him again, you have me to deal with

"اگه یه بار دیگه بزنیش ، با من طرفی"

 

4) deal with you: میاد دعوات می کنه!(حالا چه زبانی»»  to argue  چه با کتک»»kick ass)    »» SLANG

مثال: you’d better leave that guy’s car alone or else he’ll come out and deal with you

"دست از سر ماشین اون یارو  وردار وگرنه میاد دعوات می کنه ها!"

 

5) what’s the deal? : داره چه اتفاقی میوفته؟ چه مشکلی هست؟

ضمنا deal به معنی problem هم هست: what’s your deal?

 

6)  Big Deal:big deal یعنی چیز مهم اما گاهی یه معنیه دیگه ای میده.اگه کسی به شما یه موضوع مهم یا هیجان انگیزی یا تعجب برانگیزی رو مطرح کرد شما می تونین با گفتن Big Deal یه جوری طرف رو کنف کنین! (البته ممکنه حرفی که طرف مقابل گفته از نظر شما واقعا نه مهم باشه و نه جالب) پس Big Deal یعنی حرفی که گفتی نه مهم بود و نه جالب !

A: Omg, check this out boy. What an awesome Beemer

B: Big Deal! 

خدای من، اینجا رو باش پسر.عجب BMW ی خفنیه !

B: خب که چی؟!!!

نکته ها:Beemer یعنی Bmw ، omg یعنی oh my god ، check this out هم همونی که تو متن اوردم. در مورد check this out حتما تو یه پست کامل توضیحش میدم.

 

7) a done deal : یه اصطلاح informal و کاملا امریکایی و معنیش اینه : A final agreement or decision یعنی توافق نهایی یا تصمیم نهایی(تصمیمی که گرفته شده و نمیشه تغییرش داد).

مثال: A: it’s not a done deal. We’re still talking about who to hire for this job

B: we’ve already hired someone for the position. So it’s a done deal

A: هنوز قضیه تموم نشده. ما هنوز داریم درباره ی اینکه کی استخدام شه ، صحبت می کنیم.

B: ما قبلا یکیو برای این شغل استخدام کردیم.پس همه چی تمومه. (به عبارتی در مورد این کار تصمیم نهایی گرفته شده)

.                    

lest-۸

یکی از کلماتی که تو انگلیسی جالبه و حدس می زنم که به ندرت دیده باشینش ، کلمه lest به معنی "مبادا" . این کلمه وقتی تو جمله میاد ، جمله رو منفی می کنه:

She wore chador lest anyone recognize her

اون چادر سر کرد تا مبادا کسی اونو بشناسه.

همونطور که دیدید جمله از نظر ظاهری منفی نبود ولی مفهوم منفی داشت.

.....................................................................................................

تو این پست می خوام slang های جالب و پر کاربردی که معنی "دوست(friend)" رو میدن بررسی کنم:                                                                                                  

  Dude : با این اصطلاح اشنا هستین. دقت کنین که برای جنس مذکر بکار میره. البته الزاما معنی دوست نمیده. گاهی ممکنه بجای اینکه کسی رو با اسمش صدا کنیم بجاش بگیم dude.

مثال : dude, what’s up?   و   did you hear what he was talking to that dude

تو جمله ی اول ، dude معنیه خاصی نداره و داره یه جور فرد رو مورد خطاب قرار میده. تو جمله ی دوم dude معنی guy رو میده یعنی "یارو". معنی جمله: "شنیدی داشت چطور با اون یارو صحبت می کرد" پس تو این جمله نمی تونین dude رو "دوست" معنی کنین.

- Dudette: این هم  ورژن زنانه برای dude ! با همون توضیحاتی که تو قبلی دادم.(با این تفاوت که طرف مورد مخاطبتون مونثه)

- Dawg: این اصطلاح بیشتر توسط nigga ها (سیاه پوست) بکار میره به عبارتی تو ایالت های سیاه پوست نشین و یا اون اهنگ هایی که خواننده هاشون nigga هستن بیشتر استفاده میشه و به معنی "دوست خیلی صمیمی" ـه. (دقت کنین که نگفتم حتما توسط سیاه پوستا استفاده میشه افراد سفید پوست یا هر کس دیگه ای هم می تونه ازش استفاده کنه!)

- Bro : اصطلاحی خیلی رایج که از واژه brother گرفته شده یعنی دوستی که برای شما مثل برادر می مونه. راستش قبلا فکر می کردم bro از واژه ی broham گرفته شده.

- Broham : این هم معنی دوست صمیمی رو میده. دوستی که تو همه کار حاضره باهاتون همراه باشه.ضمنا این اصطلاح کوتاه شده ی اینه: brohamulus

- Homeboy : دوست صمیمی (مذکر) . دقت کنین که هیچ فرقی بین homeboy و home boy  از این نظر که معنی "دوست" بدن ، وجود نداره.

- Homegirl : دوست جون جونی! (مونث). دقت کنین که home girl معنی دوست نمیده (بر خلاف home boy).البته home boy هم نمیشه گفت دقیقا هم معنیه با homeboy اما به هر حال توصیه میشه از حالت چسبان استفاده شه: homeboy-homegirl

- homie : شکل خفن و  کوتاه شده برای homeboy .

- main man : بهترین دوست. شاید با دیدن واژه ی man فکر کنین که فقط برای جنس مذکر بکار میره ولی شما هم می تونین برای جنس مذکر و هم جنس مونث بکار ببرین.

- boo : دوتا معنی رایج داره.یکی "پسر(boy)" و اون یکی "دوست".اما چه جور دوستی؟ boo یعنی girlfriend و boyfriend به عبارتی دوستی که شما خیلی بهش علاقه مندین (به خاطر زیبائیش چون از beau تو زبون فرانسوی گرفته شده به معنی beautiful) پس اگه شما مذکر بودین و گفتین boo منظورتون girlfriend ـه و اگه مونث بودین منظورتون boyfriend ـه. یعنی اگه مذکر بودین و خواستین بگین دوست پسر(مذکر) من، نمی تونین بگین boo .

- peeps : این اصطلاح دوتا معنی داره: یکیش که از قدیم و ندیم معنی people میداده و معنیه دیگه اش هم "دوست" ـه.

- dog : قبلا تو یکی از پستا گفته بودم که معنی "دوست" میده.(شاید فکر کنین که خیلی بی ادبی باشه که دوستتونو dog خطاب کنین اما امریکاییا اصلا اینطوری فکر نمی کنن.تازه کلی هم خوششون میاد! J)

- buddy : این هم معنیه "دوست" میده با این تفاوت که خودشو از slang ها جدا کرده ! 

..........................................................

1) این هفته رو با یه جمله ی مصطلح جالب شروع می کنم. 

"this is the last thing I need" یعنی "فقط همین یکی رو کم داشتیم!"

 2) برای "نسیه خریدن" یه اصطلاح رایج هست و اون "buy on credit" ـه. فرمول اصلی : but sth on credit

You can buy everything in this shop on credit

3) ممکنه تا به حال با واژه ی sheriff روبرو شده باشین . این واژه به "افسر ارشد پلیس" اشاره داره به عبارتی کسی که تو کلانتری بالاترین درجه رو داره. Sheriff = top police officer

 4) Hold your fire اصطلاحیه که زیاد شنیده میشه و بسته به موقعیتی که ازش استفاده میشه ، معنی متفاوتی داره.

1- اگه در حال تیر اندازی باشن و از این اصطلاح استفاده شه این معنی رو میده : "شلیک نکنید" یا تیراتونو هدر ندین" (که از ظاهر اصطلاح می شد به این معنی رسید)

 2- معنی عامیانه این اصطلاح اینه : "صبر کن" یا "دندون رو جیگر بذار" یا به اصطلاح " یه لحظه جون نده!" (در واقع تو هر موقعیتی غیر از تیراندازی ، این معنی رو میده)

 5) ممکنه با ابن مورد مواجه شده باشین که مثلا فردی بجای اینکه بگه" I don’t give a sh*t "بگه "I do not give a sh*t " ، در واقع تو چنین حالتی فرد داره رو حرفش تاکید می کنه. پس جمله اول رو اینطوری معنی می کنیم : "من اهمیتی نمیدم" و جمله ی دوم رو : "من اصلا اهمیتی نمیدم" .

 6)

" My parents don’t understand me "

" My parents don’t appreciate me "

"My parents don’t get me "

هر سه این معنی رو میدن : "والدینم منو درک نمی کنن" . جمله ی اول ساده تر ، دومی شسته رفته تر و البته کمی رسمی ، سومی ایده اله.

یاداوری نکته: appreciate برای غیر انسان هم بکار میره : I appreciate your problem (یعنی من مشکلت رو درک می کنم)

 7) I’m done

معنیه رسمیش اینه که "کاری رو که در حال انجام دادنش بودم ، تموم کردم" اما معنی عامیانه اش اینه : "کارم تمومه" یا "به اخر خط رسیدم" یا "کارم ساخته اس"

+ 10:27 PM نويسنده aMiN |

IdiomS

سه شنبه سی ام شهریور 1389

  Belive me = count on me

بهم اعتماد کن

Run into a problem= race with problem

با مشکلات کنار امدن

Look down on sb

با حقارت به کسی نگاه کردن

Look up on sb

با احترام با کسی برخورد کردن

He looks as if butter wouldn melt in his mouth

قیافه حق به جانب به خود گرفتن

Do nt be a child

بچه نشو

Better safe than sorry

کار از محکم کاری عیب نمیکنه

When the dust has settled

وقتی که اب از اسیاب بیفته

Hot potato

شیر تو شیر شدن

Look daggers at sb

به کسی چپ چپ نگاه کردن

If my memory serves m well…

اگه حافظم یاری کنه!

He is in the dark

تو باغ نبودن

Don't come the innocent with me.

ادای بیگناه در نیار

Move heaven and earth

به آب و اتش زدن

Let him wait until the cows come home!

کسی را معطل گذاشتن

Stand in ceremony

تو تعارف افتادن

I little dreamed that …

خوابشم نمی دیدم که...

Its go back to drawing board

روز از نو روزی از نو

Tell on sb

بد کسی را گفتن

My lips are sealed

راز دار بودن

I have a loose tongue

دهن لق بودن

When in Rome as the Romans do

همرنگ جماعت شدن

Look, before you leap

بی گدار به اب نزن

It dosent pleased god

خدا را خوش نمی اید

Actions speak louder than words

به عمل کار برآید به سخنرانی نیست

Far from eyes ,far from heart

از دل برود هر انکه از دیده برفت

Habit is second nature

ترک عادت موجب مرض است



 

/cast the bread upon the water تو نیکی می کنو در دجله انداز.../

 

/rune with the hare & hunt with the hound شریک دزد و رفیق قافله بودن/

 

/first come,first served  آسیاب به نوبت/

 

/the truth will out ماه بشت ابر نمی ماند /

 

/he that woud have the fruit must climb the tree هرکه طاووس خواهد جور

هندوستان کشد/

 

/jack of all trades and master of non همه کاره و هیچ کاره/

 

/one flower make no garden با یک گل بهار نمیشه/

 

/old habits die hard ترک عادت موجب مرض است/

 

/coming events cast their shadows before سالی که نکوست از بهارش بیداست/

 

/killing 2 birds with one stone با یک تیر 2 نشان زدن/

 

/jumping from fryng pan into fire از چاله تو چاه افتادن/

 

/she has a finger in every pie نخود هر آشی میشه   /

 

/there is no room to swing a cat جای سوزن انداختن نیست/

 

/bird's of a feather flyng together کبوتر با کبوتر باز با باز/

دوستان گلم تصمیم بر این شده به منظور درک موقعیت و قابل تصور از نحوه ی درست به کار بردن اصطلاحات از اصطلاحات تصویری استفاده کنیم 

اصطلاح شماره 1

Horse of a different color

معني: يک موضوع ديگر، يک مطلب کاملاً متفاوت، وصله ناهمرنگ

Eric likes to play jokes on his friends, but he makes sure that nobody is hurt by any of his pranks. A prank that hurts someone is a horse of a different color! Being playful is one thing, but hurting someone by one's prank is quite a different matter.

اريک دوست دارد با دوستانش شوخي کند، اما مواظب است که کسي از شوخي‌هاي او ناراحت نشود. شوخي‌اي که کسي را ناراحت کند يک موضوع کاملاً متفاوت است. شوخ بودن يک چيز است و آزردن ديگري با شوخي چيز ديگري است.

(جهت مشاهده ادامه اصطلاحات تصویری به ادامه مطلب مراجعه کنید)


ادامه مطلب
+ 9:47 PM نويسنده aMiN |

آیلتس چیست؟

پنجشنبه چهارم شهریور 1389

آزمون آیلتس (IELTS= International English Language Testing System) جهت سنجش میزان آمادگی داوطلبان برای ادامه تحصیل، فراگیـری مهارتهـای تخصصـی و یـا کار و اقامـت در کشـورهـای انگلیسی زبان طراحی شـده است. ایـن آزمون مشترکاً تـوسط دانشگاه کمبریج، کنسول بریتانیـا (British Council) و مرکز آیلتس استرالیا در بیش از 500 مرکز در 120 کشور جهان برگزار می‌شود و سالانه چیزی حدود یک و نیم میلیون نفر در آن شرکت می‌کنند.

این آزمون در دو نوع مختلف موجود می‌باشد: آکادمیک (Academic) و عمومی (General Training). افرادی که قصد تکمیل تحصیلات خود در دانشگاههای انگلیسی زبان را دارند (کارشناسی به بالا) باید از نوع آکادمیک این آزمون، و افرادی که به منظور گذراندن دوره‌های کوتاه‌مدت فنی و حرفه‌ای، اخذ دیپلم، کار و یا اقامت قصد سفـر به کشورهـای انگلیسی زبان را دارند، می‌توانند از نوع عمومی این آزمون استفاده کنند.
 

آشنایی با بخشهای مختلف آزمون

در آزمون آیلتس کلیه مهارت‌های اصلی آموزش زبان، یعنی مهارت‌های شنیدن، صحبت کردن (مصاحبه)، خواندن و نوشتن (Listening, Speaking, Reading, Writing) مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. اگر چه دو بخش شنیدن و صحبت کردن در هر دو نوع آکادمیک و عمومی کاملاً یکسان است، ولی دو بخش دیگر (خواندن و نوشتن) بصورت جداگانه و متفاوت برگزار می‌شود.

جدول زیر مدت زمان تخصیص یافته به بخش‌های مختلف این آزمون را نشان می‌دهد:
 

Time to Answer each question Number of questions Total amount of time allotted Sub-test
45 seconds 40 30 minutes Listening
~ 45 seconds 40 60 minutes Reading
30 minutes 2 60 minutes Writing
 -  - 11-14 minutes Speaking
Total test time: ~ 2 hours 45 minutes


نمره قبولی

در آزمون آیلتس هیچ حد نصابی برای قبولی وجود ندارد، بلکه مؤسسات و دانشگاههای مختلف حد نصاب مورد قبول خود را دارند. اما بطور کلی 9 نمره یا band در نظر گرفته شده است که در آن نمره 9 عالی، نمره 7 خوب، نمره 5 متوسط و نمره 3 به پایین ضعیف محسوب می‌شود. در زیر band های مختلف این آزمون بیان شده است:
 

 4  Limited user

 3  Extremely limited user

 2  Intermittent user

 1  Non user

 0  Did not attempt the test

 

 9  Expert user

 8  Very good user

 7  Good user

 6  Competent user

 5  Modest user

 

منبع: www.ZabanAmoozan.com

 

خودآموز کامل آزمون IELTS

مجموعه حاضر داراي 52 درس با موضوعات علمي به صورت فيلم و متن انگليسي و با قابليت نمايش همزمان مي‌باشد. هر درس شامل توضيحات درس بـا لهجه استراليايي آکادميک مي‌باشد. همچنيـن نکات کليـدي آزمون IELTS در زمينـه‌هـاي گرامـري، دستـوري، شنيـداري، نوشتاري و آواشناسي براي علاقمندان ارائه مي‌شود.

 

+ 11:42 AM نويسنده aMiN |

همه چیز در مورد تافل

پنجشنبه چهارم شهریور 1389

تافل يک آزمون جـامع زبان انگليسي است که بـراي ورود به بيش از 4400 کالج و دانشگاه در ايالات متحده و کانادا، و ديـگر بخشهـاي جهان، مورد نيـاز مي‌باشد. همچنيـن خارجياني که داراي مشاغل حرفه‌اي مي‌باشند، بـراي ادامه فعاليتهاي حرفه‌ايشان در آمريکا و کانادا مرتباً به يک رتبه تافل نياز دارند.آزمون تافل TOEFL

 

 

 

 

تافل کتبي و کامپيوتري

از سال 1968 تا 1998، آزمون تافل فقط به صورت کتبي برگزار مي‌شد. شرکت کنندگان پاسخ‌هايشان را روي يک برگه با مداد علامت مي‌زدند. در سال 1998 ETC كه آزمون تافل را تهيه مي‌کند و Sylvan Learning Systems که برگزاري نسخه کامپيوتري تافل را بر عهده دارد، براي اولين بار اين آزمون را به صورت کامپيوتري عرضه کردند.

علاوه بر اين دو نسخه (کتبي و کامپيوتري)، قرار است يک آزمون کاملاً جديد نيز در آينده نزديک ارائه شود. اين آزمون جديد تفاوتهاي زيادي با دو نسخه موجود خواهد داشت. از آن جمله مي‌توان به اضافه شدن بخش «Speaking» اشاره كرد. از آنجايي که اين بخش تاکنون در تافل مورد سنجش قرار نگرفته است، مي‌توانيم انتظار تغييرات بزرگي را در ساختار اين آزمون داشته باشيم.

 

آزمون کتبي تافل (PBT)

تافل کتبي يک آزمون زمانبندي شده است که از سه بخش اصلي تشکيل شده است:

 

1- بخش شنيداري

50 پرسش

35 دقيقه

2- بخش ساختار و نگارش

40 پرسش

25 دقيقه

3- درک مطلب

50 پرسش

55 دقيقه

 

بخش شنيداري. اين بخش از تافل توانايي شما را در درک مکالمه‌هاي انگليسي آمريکايي مورد سنجش قرار مي‌دهد. اين بخش خود به سه قسمت تقسيم مي‌شود. قسمت اول اين بخش (Part A) شامل مکالمه‌هايي کوتاه مي‌باشد که بين دو نفر صورت مي‌گيرد و پس از پايان هر مکالمه پرسشي مبني بر اينکه چه چيزي بين اين دو نفر رد و بدل شده است و يا پرسشي در مورد زمان يا مکان اين مکالمه، مطرح مي‌شود.

در قسمت دوم (Part B) مکالمه‌هاي گسترده‌تري بين دو يا چند نفر انجام مي‌شود و قسمت سوم (Part C) نيز دربرگيرنده نطق‌ها و سخنراني‌هايي است که بيشتر حول و حوش موضوعات دانشگاهي و آکادميک مي‌باشد.

بخش ساختار و نگارش. اين بخش دو دسته از سؤالات را در بر مي‌گيرد و هر دو دسته براي سنجش توانايي شما در تشخيص گرامر و ساختار صحيح در يک متن طراحي شده‌اند. در دسته اول سؤالات (ساختار يا Structure) شما بايد ساختار صحيح و ترتيب لغات را تشخيص دهيد. اين دسته از سؤالات از يک جمله با يک يا چند جاي خالي تشکيل شده است و شما بايد گزينه‌اي را که به بهترين نحو جمله را تکميل مي‌کند، انتخاب کنيد. در دسته دوم سؤالات (نگارش يا Written Expression) هم شما با جملات کاملي روبرو مي‌شويد که زير چهار تا از کلمات آنها خط کشيده شده است و شما بايد کلمه يا عبارت نادرست را شناسايي کنيد.

درک مطلب. مهارت کافي در درک متون انگليسي و نيز دايره لغات خوب، کليد موفقيت در همه بخشهاي تافل محسوب مي‌شود، اما در اين بخش اين مهارتها بطور خاص مورد ارزيابي قرار مي‌گيرند. اين بخش از آزمون تافل معمولاً شامل پنج متن در زمينه‌هاي علمي و دانشگاهي مي‌باشد و به دنبال هر متن 10 پرسش مطرح مي‌شود. همه اطلاعاتي که براي پاسخ به پرسشها نياز داريد در داخل متنها گنجانده شده است و شما نياز به پيش‌زمينه علمي خاصي نداريد.

 

آزمون کامپيوتري تافل (CBT)

نسخه کامپيوتري آزمون تافل از بخشهاي زير تشکيل شده است:

 

1- بخش شنيداري

50-30 پرسش

60-40 دقيقه

2- ساختار

25-20 پرسش

20-15 دقيقه

3- درک مطلب

60-44 پرسش

90-70 دقيقه

4- بخش نوشتاري

1 انشاء

30 دقيقه

 

بخش شنيداري. بر خلاف آزمون کتبي، شما براي شنيدن از گوشي (headphone) استفاده مي‌کنيد. همچنيـن در آزمـون کامپيوتري علاوه بر صـدايي که مي‌شنويد، يک تصويــر هم به نمـايش در مي‌آيد. به همراه هر پرسش گزينه‌هايي در صفحه نمايش داده مي‌شوند که بجاي
 حروف (C) ،(B) ،(A) و (D)، کنار هر گزينه يک بيضي [] ديده مي‌شود و شما بايد روي پاسخ(هاي) صحيح کليک کنيد.

در آزمون کامپيوتري تافل گاهي بيش از يک پاسخ صحيح وجود دارد. در چنين حالتي به شما گفته مي‌شود که چند پاسخ صحيح را بايد انتخاب کنيد.

اين بخش به دو قسمت تقسيم مي‌شود. قسمت اول شامل مکالمات کوتاهي است که البته کمي از تافل کتبي طولاني‌تر است. در قسمت دوم هم شما با مکالمه‌ها و سخنرانيهاي طولاني‌تري روبرو مي‌شويد.

ساختار. اين بخش آزمون تافل کامپيوتري، درست مانند تافل کتبي است، با اين تفاوت که شما بجاي علامت زدن با مداد روي کاغذ، با ماوس روي گزينه صحيح کليک مي‌کنيد.

درک مطلب. در اين بخش شما ابتدا متني را مي‌خوانيد که معمولاً طولاني‌تر از آن است که همه آن در يک صفحه نمايش ديده شود. بنابراين شما مجبور خواهيد بود از «نوار مرور» براي ديدن (يا مرور) بقيه متن استفاده کنيد (تا زمانيکه «مرور» متن را تمام نکرده باشيد، کامپيوتر پرسشها را در اختيار شما نمي‌گذارد). در اين مرحله بايد روي گزينه Proceed کليک کنيد. حال شما متن را در سمت چپ و پرسش را در سمت راست صفحه نمايش خواهيد ديد. در اين مرحله شما مي‌توانيد با کليک روي گزينه Prev به پرسش قبلي برگرديد.

بخش نوشتاري. اين بخش جدا از رتبه کلي شما گزارش مي‌شود. بخش نوشتاري در حال حاضر در آزمون کامپيوتري تافل گنجانده شده است. اين انشاء را هم مي‌توان با قلم روي يک پاسخ‌نامه نوشت و هم مي‌توان مستقيماً در کامپيوتر تايپ نمود. در اين حالت مي‌توانيد از گزينه‌هايي مثل delete، paste، cut و... استفاده کنيد.

 


ادامه مطلب
+ 11:41 AM نويسنده aMiN |

ورودی

شنبه سی ام مرداد 1389

ورودي - وارد كردن انگليسي در ذهن

ورودي چيست و چرا به آن نياز داريم؟ به طور خلاصه مي‌توان گفت ورودي يعني «جملات انگليسي كه شما آنها را مي‌خوانيد يا مي‌شنويد». هنگاميکه شما چند جمله انگليسي مي‌خوانيد يا مي‌شنويد، بخش‌هايي از آن جملات در ذهن شما باقي مي‌مانند که اين به شما اجازه مي‌دهد که خودتان هنگام صحبت کردن يا نوشتن جملات مشابهي بسازيد

ورودي چيست؟

بطور خلاصه مي‌توان گفت ورودي يعني «جملاتي که شما آنها را مي‌خوانيد يا مي‌شنويد». ورودي برعکس خروجي است، که به معناي «ساختن جملات هنگام نوشتن يا صحبت کردن» است.

 

مدل فراگيري زبان

آيا تا کنون به اين نکته دقت کرده‌ايد که چگونه مي‌توانيد اينقدر راحت به زبان مادريتان صحبت کنيد؟ وقتي مي‌خواهيد چيزي بگوييد جملات و عبارتهاي صحيح خودبخود در زبان شما جاري مي‌شود. بخش اعظم اين فرآيند نا آگاهانه است: چيزي خودبخود در ذهن شما پديدار مي‌شود، حال شما اگر مايل بوديد مي‌توانيد آن را به زبان بياوريد. مدل زير نشان مي‌دهد که چگونه چنين چيزي ممکن است:

1- شما ورودي کسب مي‌کنيد – يعني جمله‌اي را مي‌خوانيد يا مي‌شنويد. اگر معني اين جملات را فهميديد، آنها در حافظه شما ذخيره مي‌شوند.

2- وقتي که شما مي‌خواهيد چيزي بگوييد يا بنويسيد (وقتي که مي‌خواهيد خروجي بسازيد يا توليد کنيد)، مغز شما به دنبال جمله‌اي که قبلاً خوانده يا شنيده‌ايد مي‌گردد – جمله‌اي که با معني آنچه که مي‌خواهيد بيان کنيد جور در بيايد. سپس آن جمله را تقليد مي‌کند (همان جمله يا مشابه آن را مي‌سازد) و در نهايت شما جمله‌ي «خودتان» را مي‌گوييد. اين فرآيند ناآگاهانه است، يعني مغز شما آن را خودبخود انجام مي‌دهد.

اين مدل بسيار ساده است. مغز شما واقعاً به دنبال جملات کامل نمي‌گردد، بلکه تنها به بخشها يا اجزايي از جملات نياز دارد و مي‌تواند با استفاده از اين اجزا جملاتي بسيار پيچيده و طولاني بسازد. بنابراين مغز شما از چندين جمله (که قبلاً شنيده و بخاطر سپرده) براي ساختن جمله‌ي اصلي استفاده مي‌کند.

به عنوان مثال فرض کنيد شما قبلاً اين جمله را شنيده باشيد: «يک گربه زير ميز است». مغز شما به سادگي مي‌تواند جملات مشابهي مانند «يک کتاب زير ميز است» يا «يک مداد زير صندلي است» را بسازد. زيرا مغز شما قبلاً با کلمات کتاب، مداد و صندلي آشنا بوده است و به سادگي توانسته است آنها را جايگزين کند. همچنين مغز شما مي‌تواند با استفاده از کلمات بيشتري جمله‌ي اوليه را تغيير دهد، مثلاً «يک گربه‌ي سياه بزرگ زير ميز من است».

بنابراين هر چقدر جملات بيشتري در اختيار مغز قرار بگيرد (ورودي)، به همان نسبت مغز شما مي‌تواند جملات پيچيده‌تر، طولاني تر و بيشتري بسازد يا توليد کند (خروجي).

مدل فراگيري زبان که در بالا توضيح داده شد، «فرضيه‌ي ادراک» (يا «فرضيه‌ي ورودي») ناميده مي‌شود که توسط پروفسور استيفن کراشن (از دانشگاه کاليفرنياي جنوبي) ارائه شده است. اين مدل فرآيند يادگيري زبان اصلي (مادري) توسط يک کودک را بيان مي‌کند. يک کودک به صحبت‌هاي والدين و افراد ديگر گوش مي‌کند. مغز او جملات را دريافت و جمع‌آوري مي‌کند و روز به روز در توليد يا ساخت جملات خودش ماهرتر مي‌شود و تا سن 5 سالگي ديگر مي‌تواند نسبتاً روان صحبت کند.

اما همين مدل براي فراگيري يک زبان خارجي هم مصداق دارد. در واقع ما فکر مي‌کنيم که اين تنها راه صحيح فراگيري يک زبان مي‌باشد.

 

اين مدل چه اهميتي براي زبان‌آموزها دارد؟

اينجا آنچه که از نظر فراگيري يک زبان خارجي در اين مدل اهميت دارد، بيان مي‌شود:

  • مغز انسان جملات را بر اساس جملاتي که قبلاً ديده يا شنيده است (ورودي)، مي‌سازد. بنابراين براي پيشرفت شما در فراگيري يک زبان خارجي لازم است که مغزتان را با حجم زيادي از ورودي پـر کنيد. اين ورودي بايستي جملات صحيح و قابل درک براي شما باشد. قبل از اينکه بتوانيد به يک زبان خارجي صحبت کنيد يا بنويسيد، مغز شما بايد به اندازه‌ي کافي جملات صحيح در آن زبان را دريافت کرده باشد.

  • خروجي (تمرين نوشتن و صحبت کردن) از اهميت کمتري برخوردار است. زيرا به اين طريق نمي‌توانيد مهارتهاي زبانتان را افزايش دهيد. در واقع بايد بخاطر داشته باشيد که شما ممکن است انگليسيتان را با خروجي زودهنگام و کم دقت تخريب کنيد. همچنين اين امکانپذير است که مهارتهاي خروجي خوبي را بدون تمرين خروجي (نوشتن و صحبت کردن) کسب کنيد.

  • شما خيلي هم به قواعد گرامري نياز نداريد. شما زبان مادريتان را بدون مطالعه‌ي دستور زبان فرا گرفتيد. بنابراين شما مي‌توانيد به همين طريق يک زبان خارجي را هم بياموزيد. (البته اين اصلاً به اين معني نيست که نبايد گرامر آموخت. مطالعه‌ي گرامر در جاي خود مي‌تواند بسيار سودمند باشد. منظور ما اين است که بايد به ورودي اهميت بيشتري نسبت به گرامر قائل شد.)

 

چگونه «ورودي» مي‌تواند وضعيت انگليسي‌تان را دگرگون کند؟

اگر شما چند کتاب انگليسي بخوانيد خواهيد ديد انگليسي شما بهتر شده است و از لغات و قواعد دستوري جديد در نوشته‌ها و ايميل‌هايتان استفاده خواهيد کرد. هنگام نوشتن و صحبت کردن خواهيد ديد که عبارتهاي انگليسي خود بخود در ذهن و زبان شما جاري خواهد شد و شما را شگفت‌زده خواهد کرد!

استفاده از زبان انگليسي براي شما آسان خواهد بود، زيرا مغز شما به آساني چيزهايي را تکرار مي‌کند که بارها و بارها ديده است. با خواندن تنها يک کتاب انگليسي هزاران جمله‌ي انگليسي به مغزتان وارد خواهيد کرد و اين جملات ديگر بخشي از وجود شما خواهند بود.

شما قطعاً در امتحان بعديتان متوجه خواهيد شد که زبانتان تقويت شده است. مثلاً در پرسشهاي چند گزينه‌اي «احساس» خواهيد کرد که کدام گزينه صحيح است. شما ممکن است دقيقاً ندانيد که «چرا» آن گزينه صحيح است، اما مي‌دانيد که صحيح است. شما آن را مي‌دانيد چونکه بارها و بارها آن را خوانده‌ايد.

اصلاً آيا مي‌دانيد فرق بين يک زبان‌آموز و يک انگليسي‌زبان (بومي) چيست؟ يک انگليسي‌زبان «احساس» مي‌کند که چه چيزي صحيح است. او مي‌تواند بدون اينکه به قواعد گرامري توجه کند، بگويد که يک جمله به نظر درست مي‌آيد يا غلط.

اين کار براي او آسان است، چونکه در طول زندگيش شمار بسيار زيادي جمله‌ي انگليسي شنيده و خوانده است. در واقع تنها تفاوت بين يک زبان‌آموز و يک انگليسي‌زبان «حجم ورودي» است. شما هم مي‌توانيد مانند يک انگليسي‌زبان باشيد، به شرط اينکه بتوانيد حجم زيادي از ورودي را در ذهنتان وارد کنيد.

شما نبايد انگليسي را بر پايه قواعد گرامري بياموزيد چونکه بخاطر سپردن قواعد گرامري مشکل است و ساختن جملات با استفاده از آنها به کندي صورت مي‌گيرد.

 

چرا نبايد انگليسي را بر اساس قواعد دستوري بياموزيد؟

يادگيري بر اساس قواعد دستوري (گرامري) دو نقطه ضعف عمده دارد:

  • به خاطر سپردن يک قاعده‌ي دستوري مشکل است. اين فرايند بسيار مصنوعي است؛ درست مثل به خاطر سپردن يک شعر است. اين بسيار راحت‌تر است که چند جمله‌ي نمونه بخوانيد و بقيه‌ي کارها را به عهده‌ي مغز خود بگذاريد.

  • به کار بردن يک قاعده‌ي گرامري بسيار وقت‌گير است. شما اول بايد آن را به خاطر بسپاريد، سپس بايد ببينيد آيا آن مي‌تواند در جمله‌ي شما به کار برده شود و در نهايت جمله‌تان را بر اساس آن قاعده مي‌سازيد. ساختن يک جمله بر اساس قواعد دستوري مانند حل کردن يک معادله‌ي رياضي است. اگر شما اغلب از قواعد دستوري براي نوشتن و صحبت کردن استفاده کنيد، نمي‌توانيد اين کارها را روان و راحت انجام دهيد.

 

آيا قواعد دستوري مي‌توانند مفيد باشند؟

صد البته که مي‌توانند مفيد باشند. در واقع گرامر به شما کمک مي‌کند تا يک زبان را بطور مؤثرتر و سريعتر بياموزيد. با آموختن گرامر يا دستور يک زبان مي‌توانيد خيلي چيزها را خودتان درک کنيد، بدون اينکه مجبور باشيد از کسي بپرسيد يا در يک کتاب جستجو کنيد.

اينکه گفته مي‌شود «يک زبان را نبايد بر اساس قواعد گرامري آموخت» منظور اين نيست که نبايد گرامر ياد گرفت، بلکه منظور اين است که تأکيد اصلي شمـا بايد بر روي ورودي باشد و نه گرامر. در واقع شما بايـد يک زبان را بر اساس ورودي فرا بگيريد و در اين ميـان مطالعه‌ي گرامر مي‌توانـد دوست خوب شما در اين مسير باشد.

همچنين بسياري از قواعد گرامري آنقدر کمياب هستند که کمتر در ورودي شما يافت مي‌شوند (مثلاً زمان آينده‌ي کامل)، بنابراين بهترين راه فراگيري اين دسته از قواعد مراجعـه به کتابهاي آموزش گرامر مي‌باشد.

چرا بايد ورودي شما جالب و جذاب باشد؟ زيرا لذت بردن از آموختن کليد پيشرفت شما است.

شما مي‌توانيد از روش‌هاي گوناگوني به کسب ورودي انگليسي بپردازيد:

  • خواندن متون انگليسي براي شما يک ورودي آسان محسوب مي‌شود (آسان‌تر از شنيدن). هنگام مطالعه به لغات، عبارات و ساختارهاي گرامري جديد خوب دقت کنيد.
  • تماشاي فيلم‌هاي زبان اصلي به شما کمک مي‌کند تا هم مهارت خود را در مکالمه انگليسي افزايش بدهيد و هم لغات غير رسمي (محاوره‌اي) را فرا بگيريد.

 علاوه بر اينها، يک ديکشنري خوب به شما ورودي بسيار خوبي در غالب جملات نمونه ارائه مي‌دهد. با خواندن اين جملات شما مي‌آموزيد که چگونه از يک لغت استفاده کنيد

+ 11:40 AM نويسنده aMiN |

تلفظ

شنبه سی ام مرداد 1389

فراگيري تلفظ‌ها

چرا فراگيري تلفظ كلمات براي زبان‌آموزان الزاميست؟ زيرا اولين و مهمترين چيزي است كه افراد براي قضاوت در مورد مهارت شما در زبان انگليسي به آن توجه مي‌كنند. شما بايد آن را به خوبي فرا بگيريد، حتي اگر گمان مي‌كنيد كه خيلي خوب مي‌توانيد به انگليسي صحبت كنيد

چرا فراگيري تلفظ براي زبان‌آموزان الزاميست؟

 

اولين تأثيرگذاري

وقتي كه به انگليسي صحبت مي‌کنيد، تلفظ شما قطعاً اولين (و مهمترين) چيزي است که افراد به آن توجه مي‌کنند (و نه ساختارهاي گرامري و لغاتي که بکار مي‌بريد).

هنگامي که با کسي ملاقات مي‌کنيد و يکي دو جمله‌ي انگليسي به زبان مي‌آوريد، فکر مي‌کنيد که او بيشتر به چه چيزي توجه مي‌کند؟ به لغاتي که به کار برده‌ايد و يا به ساختارهاي گرامري آن؟ احتمالاً هيچکدام. او بيشتر به تلفظ شما دقت خواهد کرد. اگر نحوه‌ي تلفظ شما بد باشد، او فوراً پيش خود فکر خواهد کرد که شما چقدر بد صحبت مي‌کنيد. تلفظ شما اولين تأثيرگذاري روي افراد محسوب مي‌شود.

 

گفتگو

تلفظ خوب بايستي يکي از اولين مواردي باشد که در فرآيند آموزش انگليسي بدان مي‌پردازيد. شما بدون استفاده از لغات پيشرفته هم مي‌توانيد به سر ببريد –مي‌توانيداز لغات ساده براي بيان جملاتتان استفاده کنيد. بدون گرامر پيشرفته هم مي‌توانيد به سر ببريد – مي‌توانيد بجاي آن از ساختارهاي گرامري ساده استفاده کنيد. اما چيزي به نام «تلفظ ساده» وجود ندارد.

نتايج تلفظ بد بسيار ناگوار است. حتي اگر موقع صحبت کردن از لغات و گرامر پيشرفته استفاده کنيد، ديگران متوجه آنچه که مي‌خواهيد بگوييد نمي‌شوند.

 

آيا واقعاً مي‌توانيد به انگليسي با ديگران گفتگو کنيد؟

تقريباً همه‌ي زبان‌آموزان مي‌گويند: «من نيازي به يادگيري تلفظ ندارم. من فقط مي‌خواهم که بتوانم انگليسي صحبت کنم.» بسياري از آنها گمان مي‌کنند که مي‌توانند به راحتي به انگليسي صحبت کنند، چونکه آنها مي‌توانند با معلمشان و زبان‌آموزان ديگر صحبت کنند.

اشتباه نکنيد! بايد به خاطر داشته باشيد که:

  • معلم شما سالها به شنيدن انگليسي بد عادت کرده است. او بهتر از بقيه‌ي افراد مي‌تواند آنچه مي‌گوييد را درک کند.

  • اغلب همکلاسيها و زبان‌آموزان ديگر مانند شما صحبت مي‌کنند و همان اشتباهات شما را مرتکب مي‌شوند. بنابراين درک آنچه مي‌گوييد براي آنها راحت است.

  بهترين راه براي اينکه مطمئن شويد که مي‌توانيد بخوبي انگليسي صحبت کنيد اين است که با يک انگليسي‌زبان صحبت کنيد. اگر او متوجه شد که چه مي‌گوييد، تازه آن وقت است که مي‌توانيد ادعا کنيد که خوب حرف مي‌زنيد.

متأسفانه بسياري از زبان‌آموزان تلفظ را ناديده مي‌گيرند. آنها وقتي مي‌بينند که مي‌توانند به راحتي در کلاسهاي زبان گفتگو کنند، گمان مي‌کنند که واقعاً  خوب حرف مي‌زنند. اما اگر روزي پيش بيايد که بتوانند با يک انگليسي زبان صحبت کنند، مي‌بينند که او متوجه حرفـهاي او نمي‌شود. تازه آن وقت است که متوجه مي‌شوند چقدر تلفظ‌‌شان بد است.

 

مکالمه به تنهايي کافي نيست

اگر مي‌توانيد با افراد انگليسي‌زبان به راحتي گفتگو کنيد، بايد به شما تبريک گفت! اين يک موفقيت بزرگ براي شما محسوب مي‌شود. اما اين کافي نيست. حتي اگر انگليسي زبان‌ها متوجه صحبت‌هاي شما شوند، اين بدين معني نيست که شما اصلاً لهجه‌ي خارجي نداريد. اگر شما لهجه‌ي غليظي داشته باشيد هيچ کس نخواهد گفت که شما خوب انگليسي صحبت مي‌کنيد.

اگر شما روي تلفظ‌تان کار کنيد سرانجام خواهيد توانست به خوبي صحبت کنيد. به عنوان مثال شما مي‌توانيد اصوات انگليسي را بياموزيد، به قطعه‌هاي ضبط شده گوش دهيد، فيلمهاي زبان اصلي تماشا کنيد و...، کاري که بيشتر زبان‌آموزها انجام نمي‌دهند.

 

  نرم افزار آموزش تلفظ  Pronunciation Power 2

این نرم افزار که منحصراً جهت آموزش تلفظ و اصلاح لهجه طراحی شده است و جزو موفق ترین برنامه‌ها در این زمینه محسوب می‌شود، برای زبان‌آموزان سطح متوسط تا پیشرفته قابل استفاده است و برای همه سنیـن منـاسب بـوده و در‌برگیرنده صدها ساعت آموزش و تمرین می‌باشد.

نرم افزار آموزش تلفظ

 

چگونه تلفظ انگليسي را فرا بگيريم؟ شما بايد:

1- تلفظ همه اصوات انگليسي را به درستي فرا بگيريد. اصوات انگليسي و علائم فونتيك بين‌المللي (IPA) در يك جدول نشان داده شده‌اند. شما مي‌توانيد به نمونه‌هاي ضبط شده‌ي همه‌ي اصوات انگليسي گوش دهيد.

2- علائم فونتيك را ياد بگيريد. علائم فونتيك سيستمي براي نوشتن تلفظ كلمات انگليسي است. اين علائم اغلب بصورت IPA نوشته مي‌شوند.

3- تلفظ هر كلمه‌اي را كه به كار مي‌بريد ياد بگيريد. در ديكشنري‌هاي خوب علائم فونتيك براي تمامي كلمات آورده شده است.

چگونه تلفظ انگليسي را فرا بگيريم؟

1- اصوات انگليسي را بياموزيد

در زبان انگليسي اصواتي وجود دارند كه در كمتر زباني يافت مي‌شوند. بعنوان مثال اولين صوت موجود در لغت thin يا اولين صوت در لغت away به ندرت در زبانهاي ديگر شنيده مي‌شوند.

بنابراين شما بايد:

1- همه‌ي اصوات انگليسي را بشناسيد.

2- دقت کنيد که آنها چگونه در کلمات و جملات واقعي به گوش مي‌رسند.

3- براي تمرين به کلمات و جملات انگليسي خوب گوش کنيد و بعد آنها را حتي‌الامکان صحيح تلفظ کنيد.

اين که شما وقت زيادي را صرف تمرين کنيد خيلي اهميت ندارد؛ مهم اين است که به طور مرتب تمرين کنيد. يک تمرين خوب اين است که موقعي که به چيزي گوش مي‌دهيد (مثلاً يک فيلم زبان اصلي) سعي کنيد کلماتي را که مي‌شنويد تکرار کنيد. همچنين مي‌توانيد هنگامي که تنها هستيد و وقتتان آزاد است چند کلمه‌ي انگليسي را انتخاب کرده و آنها را با صداي بلند تلفظ کنيد. وقتي که زبان شما به اصوات جديد عادت پيدا کرد، ديگر آنها به نظر شما دشوار نخواهند آمد.

يک تکنيک جالب و مفيد اين است که صدايتان را ضبط کنيد و آنرا با تلفظ صحيح مقايسه کنيد. بدين ترتيب مي‌فهميد که در کجا تلفظ شما با تلفظ اصلي آن تفاوت دارد و مي‌توانيد به تدريج آن را اصلاح کنيد.

 

2- تلفظ کلمات انگليسي را ياد بگيريد

با نگاه کردن به يک لغت انگليسي شما نمي‌توانيد به تلفظ آن پي ببريد. مثلاً دو کلمه‌ي do و no را در نظر بگيريد. با آنکه هر دوي آنها به حرف o ختم مي‌شوند، اما تلفظ آنها کاملاً با هم تفاوت دارد. (حرف o در يکي صداي او مي‌دهد و در ديگري صداي ـــُــ). اين بدين معناست که شما بايد تلفظ هر کلمه‌اي که قصد استفاده از آن را داريد را ياد بگيريد.

اما چطور مي‌توان تلفظ يک لغت انگليسي را ياد گرفت؟ شما بايد آن کلمه را در يک ديکشنري جستجو کنيد. در يک ديکشنري خوب تلفظ همه‌ي کلمات با يک سيستم مخصوص که علائم فونتيک ناميده مي‌شوند، نشان داده مي‌شوند.

 

3- يکي از دو تلفظ آمريکايي يا بريتانيايي (يا هر دو) را انتخاب کنيد

زبان انگليسي انواع گوناگوني دارد که هر کدام تلفظ يا لهجه‌ي مخصوص به خود را دارد، اما در عمل شما تنها دو انتخاب پيش رو داريد: انگليسي بريتانيايي و انگليسي آمريکايي، زيرا اينها از بين انواع زبان انگليسي از همه متداول‌تر هستند. شما مي‌توانيد يکي از اين دو نوع را انتخاب کنيد. شما همچنين مي‌توانيد هر دو نوع آمريکايي و بريتانيايي را با هم فرا بگيريد. اين بستگي به خود شما دارد.

 

4- با هر دو نوع تلفظ آمريکايي و بريتانيايي آشنا باشيد

شما حتي اگر تنها يک نوع از تلفظ‌هاي آمريکايي يا بريتانيايي را انتخاب کرده باشيد، بايد با هر دوي آنها آشنايي داشته باشيد. فرض کنيد که شما تصميم گرفته‌ايد فقط با لهجه‌ي اصيل بريتانيايي صحبت کنيد و اصلاً نمي‌خواهيد که لهجه‌ي آمريکايي داشته باشيد؛ با اين وجود لازم است که با تلفظ آمريکايي هم آشنا باشيد و هنگام جستجو در ديکشنري به تلفظ آمريکايي لغت مورد نظر هم توجه داشته باشيد، زيرا شما دير يا زود مجبور خواهيد بود کمي هم به انگليسي آمريکايي گوش دهيد. مثلاً شايد بخواهيد يک فيلم آمريکايي تماشا کنيد و يا شايد يک مربي داشته باشيد که تنها به لهجه‌ي آمريکايي مسلط باشد. بنابراين لازم است که هر دو انگليسي آمريکايي و بريتانيايي را با هم ياد بگيريد.

 

  نرم افزار آموزش تلفظ  Pronunciation Power 2

این نرم افزار که منحصراً جهت آموزش تلفظ و اصلاح لهجه طراحی شده است و جزو موفق ترین برنامه‌ها در این زمینه محسوب می‌شود، برای زبان‌آموزان سطح متوسط تا پیشرفته قابل استفاده است و برای همه سنیـن منـاسب بـوده و در‌برگیرنده صدها ساعت آموزش و تمرین می‌باشد.

نرم افزار آموزش تلفظ

+ 11:35 AM نويسنده aMiN |

جدول آواهای زبان انگلیسی

شنبه سی ام مرداد 1389

در بيشتر ديکشنريهاي امروزي براي نشان دادن تلفظ کلمات از سيستم IPA استفاده مي‌شود. در جدول زير همه علائم و نشانه‌هاي IPA آورده شده است. به علامت‌ها و کلمه‌هاي نمونه دقت کنيد و با کليک روي Amer (انگليسي آمريکايي) يا Brit (انگليسي بريتانيايي) تلفظ آنها را بشنويد (با فرمت mp3). تلفظ بريتانيايي نيز آنجا که با تلفظ آمريکايي تفاوت آشکاري دارد، آورده شده است.


حروف همخوان (بی‌صدا)

wordslisten
bad, labAmer
did, ladyAmer


find, ifAmer
give, flagAmer
how, helloAmer
yes, yellowAmer
cat, backAmer
leg, littleAmer
man, lemonAmer
no, tenAmer
sing, fingerAmer
pet, mapAmer
red, tryAmer
sun, missAmer
she, crashAmer
tea, gettingAmer
check, churchAmer
think, bothAmer
this, motherAmer
voice, fiveAmer
wet, windowAmer
zoo, lazyAmer
pleasure, visionAmer
just, largeAmer

حروف واکه (صدا‌دار)




 IPA

wordslisten
^ cup, luckAmer
a: arm, father Amer / Brit
@ cat, blackAmer
e met, bedAmer
.. away, cinemaAmer
e:(r) turn, learnAmer / Brit
i hit, sittingAmer
i: see, heatAmer
ohot, rockAmer / Brit
o: call, fourAmer / Brit
u put, couldAmer
u: blue, foodAmer
ai five, eyeAmer
au now, outAmer
ou go, homeAmer
e..(r) where, airAmer / Brit
ei say, eightAmer
i..(r) near, hereAmer / Brit
oi boy, joinAmer
u..(r) pure, touristAmer / Brit

 

 


1- در (r):e و (r).. و ... ، r در انگليسي بريتانيايي تلفظ نمي‌شود، مگر اينکه قبل از يک حرف واکه (صدادار) بيايد (مثلاً در answering و answer it). اما در انگليسي آمريکاييr هميشه تلفظ مي‌شود.

2- در انگليسي آمريکايي :a بجاي o تلفظ مي‌شود.

3- بسياري از آمريکايي‌ها :a (o) و :o را به يک شکل تلفظ مي‌کنند.

 

 

منبع: www.zabanamoozan.com

+ 11:32 AM نويسنده aMiN |

اشتباهات

شنبه سی ام مرداد 1389

از اشتباهات پرهيز کنيد

با نوشتن يا صحبت كردن ممكن است به انگليسيتان لطمه بزنيد. گرامر، دايره لغات و تلفظ شما ممكن است با تمرين كردن بدتر شود. وقتي به انگليسي چيزي مي‌نويسيد و يا صحبت مي‌كنيد، ممكن است جايي دچار اشتباه شويد و بدين ترتيب خودتان به خودتان آموزش غلط مي‌دهيد و وقتي كه به غلط چيزي ياد گرفتيد به سختي مي‌توانيد آن را برطرف كنيد. راه حل آن ساده است: از اشتباهات پرهيز كنيد! سعي كنيد فقط جملات صحيح انگليسي را در گفته‌ها و نوشته‌هاي خود به كار ببريد.

با نوشتن يا صحبت کردن ممکن است به انگليسي‌تان لطمه بزنيد

 

چگونه تمرين مي‌تواند به انگليسي شما لطمه بزند؟

اگر از ديگران بپرسيد: «چگونه مي‌توانم ياد بگيرم که بهتر انگليسي صحبت کنم؟»، بسياري از آنها خواهند گفت: «تا مي‌تواني انگليسي حرف بزن و بنويس.» تمام کلاس‌هاي زبان پر از فعاليت‌هايي است که شامل صحبت کردن و نوشتن است. وقتي مربي‌تان از شما مي‌خواهد که در کلاس به انگليسي صحبت کنيد و يا يک مطلب بنويسيد، شما از خودتان جملات انگليسي مي‌سازيد. گمان مي‌رود که اين نوع فعاليتها و تمرينها براي تقويت انگليسي شما مفيد باشند.

ما هم موافقيم که تمرين براي فراگيري صحيح زبان مفيد و حتي لازم است. پس مشکل کجاست؟ مسئله اين است که براي بسياري از زبان‌آموزان، «صحبت کردن» يا «نوشتن» به معني «بسيار اشتباه کردن» است. خيلي‌ها در هر جمله مرتکب حداقل يک اشتباه مي‌شوند!

اگر شما اشتباهات زيادي مرتکب نمي‌شويد، مي‌توانيد به انگليسي صحبت کنيد يا بنويسيد و اين مي‌تواند براي شما مفيد باشد. ولي اگر اشتباهات شما زياد باشد، هر موقع که چيزي مي‌نويسيد يا صحبت مي‌کنيد، اشتباهاتتان را نيز تقويت مي‌کنيد. زيرا همينطور که مي‌نويسيد يا صحبت مي‌کنيد، مرتباً اشتباهاتتان را نيز تکرار مي‌کنيد و بدين ترتيب عادتهاي غلط در شما قوي‌تر مي‌شوند.

 

از اشتباه کردن دست بکشيد!

گفتيم که براي فرا گرفتن زبان انگليسي به تمرين نياز داريد. در عين حال گفتيم که وقتي که شما تمرين مي‌کنيد، اشتباهاتتان را هم تقويت مي‌کنيد. اما چطور مي‌توان با اين پارادوکس کنار آمد؟!

راه حل آن ساده است: هرگز اشتباه نکنيد!

اگر به تازگي شروع به آموختن زبان کرده‌ايد و احساس مي‌کنيد که خيلي ضعف داريد و ميزان اشتباهات شما زياد است (بيشتر از يک اشتباه در هر 3 جمله‌اي که مي‌نويسيد يا مي‌گوييد)، فعلاً نه چيزي بنويسيد و نه چيزي بگوييد. در عوض سعي کنيد با گوش کردن و خواندن متون (ساده) انگليسي، زبان خود را تقويت کنيد (توجه داشته باشيد که صحبت کردن، گرامر يا دايره‌ي لغت شما را تقويت نمي‌کند). بعد از مدتي که مهارتهاي لازم را فرا گرفتيد مي‌توانيد کم‌کم اقدام به تمرين صحبت کردن يا نوشتن کنيد، اما فقط بايد از جملات مشابه جملاتي که مي‌دانيد درست هستند استفاده کنيد (يا کپي کنيد). در ابتدا بايد فقط از جملات بسيار ساده، اما صحيح استفاده کنيد و به مرور زمان که پيشرفت مي‌کنيد مي‌توانيد ساختارهاي پيچيده‌تري را بکار ببريد. بدين ترتيب (با کپي کردن جملات صحيح) ديگر آموزه‌هاي غلط را در خودتان تقويت نمي‌کنيد.

 

اشتباهات در تلفظ

پيشتر گفتيم که چگونه صحبت کردن و نوشتن همراه با اشتباه مي‌تواند به گرامر و دايره‌ي لغت شما آسيب وارد کند، اما بايد توجه داشته باشيد که همين اتفاق مي‌تواند براي تلفظ شما هم روي دهد.

تصور کنيد که داريد با کسي به انگليسي صحبت مي‌کنيد. شما نمي‌دانيد که چگونه يک لغت بخصوص را تلفظ کنيد، بنابراين آن لغت را به شيوه‌ي خودتان – و البته بصورت نادرست – تلفظ مي‌کنيد. در دفعات بعد نيز آن لغت را باز به همين صورت تلفظ خواهيد کرد و بدين ترتيب به تلفظ نادرست آن کلمه‌ي خاص عادت مي‌کنيد. (هنگام خواندن متون هم باز همين اتفاق مي‌افتد، زيرا شما جملات را در ذهنتان تلفظ مي‌کنيد.)

به نظر ما، تلفظ بايد اولين چيزي باشد که در فراگيري انگليسي مي‌آموزيد. شما بايد پيش از انجام هر کار ديگري، مخصوصاً قبل از اقدام به صحبت کردن، تلفظ اصوات انگليسي را فرا بگيريد.

شما بايد تلفظ صحيح هر کلمه‌اي را که مي‌خواهيد به زبان بياوريد، دقيقاً بدانيد. توصيه‌ي اکيد ما اين است که هر زمان لغت جديدي را ياد مي‌گيريد، حتماً  تلفظ صحيح آن را هم بياموزيد.

 

چگونه از اشتباهات پرهيز كنيم؟

  • قبل از اينكه شروع به مكالمه و صحبت كردن كنيد بايد تلفظ صحيح تمام اصوات انگليسي و كلمات اصلي را بياموزيد.

  • قبل از نوشتن يا صحبت كردن لازم است جملات زيادي را بخوانيد و بشنويد.

  • سعي كنيد با دقت و آهسته بنويسيد و صحبت كنيد و از زبان ساده استفاده كنيد.

 

چگونه از ارتکاب اشتباه در انگليسي پرهيز کنيم؟

زبان‌آموزان اغلب مرتکب اشتباه مي‌شوند و با تکرار اشتباهات آنها را تقويت مي‌کنند. براي پرهيز از اين اشتباهات لازم است نکات زير را همواره بخاطر داشته باشيد:

1- از زبان ساده استفاده کنيد. بعضي از مبتديها تلاش مي‌کنند از جملات پيچيده (مثلاً با استفاده از زمان حال کامل يا جملات شرطي) در نوشتار يا گفتارشان استفاده کنند و بدين ترتيب هميشه مرتکب اشتباهات فاحشي مي‌شوند. شما اين کار را نکنيد! اگر به تازگي شروع به نوشتن يا صحبت کردن به انگليسي کرده‌ايد بايستي آنچه را که مي‌توانيد بگوييد (جملات ساده‌اي که بارها ديده‌ايد) نه آنچه را که دوست داريد (جملات پيچيده).

2- آهسته و با دقت عمل کنيد. در ابتدا سعي کنيد بسيار آهسته، ولي با دقت بنويسيد. مثلاً شايد لازم باشد براي نوشتن ايميل يا متني با ده جمله‌ي صحيح دو ساعت وقت صرف کنيد، زيرا بايد جملاتتان را چندين بار مرور کنيد تا اشتباهاتتان را پيدا کنيد. هميشه از يک ديکشنري استفاده کنيد تا مطمئن شويد کلمات را به درستي بکار برده‌ايد. هنگام تايپ کردن هم حتماً از برنامه‌هايي مانند Microsoft Word استفاده کنيد تا به بسياري از اشتباهات املايي و دستوري خود پي ببريد.

در برنامه‌ي Microsoft Word اشتباهات املايي با خطوط زيگزاگ قرمز رنگ نشان داده مي‌شوند. کافي است روي کلمه مورد نظر راست کليک کرده و از منوي ظاهر شده، کلمه‌ي مورد نظر را انتخاب کنيد.

 هنگام حرف زدن عجله نکنيد و شمرده صحبت کنيد. بهتر است قبل از اداي يک جمله، آن را در ذهنتان مرور کنيد.

3- اگر مطمئن نيستيد که چطور بايد چيزي را بگوييد، اصلاً آن را نگوييد. اگر نمي‌توانيد چيزي را به درستي بگوييد، تقريبا هميشه بهتر است که اصلاً آن را نگوييد. شما که نمي‌خواهيد عادتهاي غلط را در خودتان تقويت کنيد. شما مي‌توانيد عبارت يا جمله‌ي صحيح را در يک ديکشنري (در قسمت جملات نمونه) و يا در اينترنت جستجو کنيد. اما هنگام صحبت کردن شما فرصت کافي براي انجام اين کارها را نداريد، بنابراين بهتر است که چيز ديگري بگوييد – چيزي که مطمئن هستيد درست است.

4- هنگام نوشتن هميشه جستجو کنيد. هر موقع که مطمئن نبوديد که چطور از يک لغت استفاده کنيد، آن را در يک ديکشنري خوب جستجو کنيد تا جملات نمونه‌ي مرتبط با آن را بيابيد. اگر چيزي نوشتيد و از درست بودن آن مطمئن نبوديد، مي‌توانيد  در اينترنت با استفاده از يک موتور جستجو (مثلاً گوگل) آن را جستجو کنيد. اگر شمار زيادي از صفحات، عبارت يا جمله‌ي شما را در بر داشتند، در اين صورت (به احتمال خيلي زياد) جمله يا عبارت شما درست است. ديکشنريـها و موتورهاي جستجو بايستي بطور روزمره مورد استفاده‌ي زبان‌آموزان قرار بگيرند، مخصوصاً اگر به تازگي نوشتن را آغاز کرده باشند.

5- به تفاوتهاي بين انگليسي و زبان مادريتان توجه کنيد. گاهي اوقات زبان‌آموزان حتي متوجه نيستند که چقدر زبان انگليسي با زبان مادريشان متفاوت است. آنها موقع صحبت کردن کلمات را به صورت لفظ به لفظ از زبان اصلي‌شان ترجمه مي‌کنند و گمان مي‌کنند که جملاتشان صحيح هستند.

هميشه سعي کنيد هنگام گوش کردن يا خواندن متون انگليسي به چيزهايي مانند ترتيب لغات، حروف تعريف، حروف اضافه و زمان افعال دقت کنيد. جملات انگليسي را با معادلهاي آنها در زبان اصلي‌تان مقايسه کنيد و به تفاوتهاي موجود در کلمات و ترتيب آنها دقت کنيد.

 

خيلي زود اقدام به صحبت کردن يا نوشتن نکنيد

اگر به نکاتي که در بالا بدان اشاره شد کاملاً توجه مي‌کنيد و همچنان موقع صحبت کردن مرتکب اشتباهات زيادي مي‌شويد (بيش از 1 اشتباه در هر 3 جمله)، بايد براي مدتي فقط به نوشتن بپردازيد. به نکات زير توجه کنيد:

1- اول بنويسيد، بعد صحبت کنيد. نوشتن از صحبت کردن آسانتر است، زيرا: 1)لازم نيست تلفظ خوبي داشته باشيد (اما لازم است املاي شما خوب باشد)، 2)مي‌توانيد خيلي آهسته بنويسيد، 3)مي‌توانيد از ديکشنري، اينترنت و... بهره بگيريد. بنابراين، اين فکر بسيار خوبي است که ابتدا به تمرين نوشتن بپردازيد تا مهارت لازم براي ساختن جملات صحيح هنگام صحبت کردن را پيدا کنيد.

2- تا نحوه‌ي تلفظ اصوات انگليسي را نياموخته‌ايد، اقدام به صحبت کردن نکنيد. شما بايد قبل از اينکه اقدام به صحبت کردن کنيد بتوانيد همه‌ي حروف صدادار و بي‌صدا را بطور واضح تلفظ کنيد. در غير اين صورت ممکن است تلفظ‌هاي نادرست در ذهنتان ماندگار شوند.

3- اگر تلفظ صحيح کلمه‌اي را نمي‌دانيد، اصلاً آن را ادا نکنيد. شما بايد تلفظ صحيح همه‌ي کلماتي را که به کار مي‌بريد، بدانيد. در غير اين صورت به خودتان آموزش غلط خواهيد داد و هميشه آن کلمه را اشتباه تلفظ خواهيد کرد.

اگر حتي زماني که آرام و با دقت مي‌نويسيد (همانطور که در بالا شرح داده شد) باز هم مرتکب اشتباهات زيادي مي‌شويد (بيش از 1 اشتباه در هر 3 جمله)، شما احتمالاً بايد مدتي دست از نوشتن برداريد و به جاي آن روي شنيدن و خواندن تمرکز کنيد.

به خاطر داشته باشيد که در ابتدا بايد حجم زيادي از جملات انگليسي را در ذهنتان وارد کنيد و بعد به ساختن جملات خودتان اقدام کنيد. فعاليت اصلي شما بايد شامل خواندن و شنيدن باشد. هر چقدر مغز شما جملات بيشتري را جذب کند، به همان نسبت توانايي آن براي بيان جملات انگليسي بيشتر مي‌شود.

 

آنچه در کلاسهاي زبان اتفاق مي‌افتد

ترتيب پيشنهادي ما براي فراگيري يک زبان خارجي عبارتست از: 1-تلفظ 2-ورودي (خواندن و شنيدن) 3-نوشتن 4-صحبت کردن. متأسفانه در کلاسهاي زبان کاملاً برعکس عمل مي‌شود. تقريباً در هيچيک از دوره‌هاي آموزش زبان در ابتداي کار به شما تلفظ آموزش داده نمي‌شود. در عوض شما را مجبور به صحبت کردن و نوشتن مي‌کنند، مثلاً به انگليسي از شما سؤال مي‌کنند يا از شما مي‌خواهند يک مطلب به انگليسي بنويسيد. بدين ترتيب آنها شما را مجبور به اشتباه کردن مي‌کنند.

+ 11:31 AM نويسنده aMiN |

دیکشنری

شنبه سی ام مرداد 1389

تهيه يک ديکشنري خوب

چرا شمـا به يک ديکشنري خوب نياز داريد؟ يک ديکشنري خوب مهمتريـن چيزى است که براى فراگيرى زبان انگليسي مورد نياز است. زبان‌آموزان موفق هميشه و بـه طور مرتـب از ديکشنري‌هايشان استفاده مى‌کنند و بديـن ترتيب يـاد مى‌گيرند که چگونه از لغات تازه استفاده کنند.

چرا شما به يك ديكشنري خوب نياز داريد؟

اگر شما يك ديكشنري خوب تهيه كنيد، از بيشتر زبان‌آموزهاي ديگر جلو زده‌ايد! شايد اين باور نکردني به نظر بيايد، ولي بيشتر افراد براي خريد يک ديکشنري به يک کتابفروشي مي‌روند و اولين ديکشنري را که ببينند خريداري مي‌کنند. اين يک اشتباه بزرگ است! يک ديکشنري بد دير يا زود شما را با مشکل مواجه خواهد کرد و به هر ترتيب مجبور خواهيد شد يک ديکشنري ديگر خريداري کنيد. آيا اين بهتر نيست که از ابتدا يک ديکشنري خوب تهيه کنيد؟

خريد يک ديکشنري خوب بسيار مهم است، زيرا:

  • يک ديکشنري خوب راهنماي شما در مسير فراگيري زبان خواهد بود، چرا که به شما لغت‌هاي جديد، نحوه‌ي تلفظ صحيح واژه‌ها و چگونگي به کار بردن آنها را خواهد آموخت. زبان‌آموزان موفق از ديکشنري‌هايشان هميشه و بطور مرتب استفاده مي‌کنند: هنگام مطالعه‌ي يک کتاب، در کلاس‌هاي زبان، هنگام نوشتن ايميل، موقع انجام تکاليف، هنگام جستجو در اينترنت و ....

  • اين اولين، مهمترين و در عين حال آسان‌ترين گام شما در راه آموزش زبان انگليسي است – براي خريد يک ديکشنري به پول زيادي احتياج نداريد (بسيار کمتر از هزينه‌ي کلاس‌هاي زبان).

  • خريد يک ديکشنري براي شما مقداري هزينه در بر خواهد داشت و اين چيز خوبي است! وقتي شما در راه فراگيري زبان پول خرج مي‌کنيد، در واقع انگيزه‌تان را براي تداوم آن دو چندان مي‌کنيد.

 

  مجموعه بهترين ديکشنريهاي کاربردي

اين مجموعه شامل بهترين و کاملترين ديکشنريهاي موسسه صاحب نام Longman مي‌باشد که داراي امکانات بي‌نظيري از جمله تلفظ به دو لهجه آمريکايي و بريتانيايي (با صداي انسان) و نيز امکان ضبط صداي کاربر و مقايسه آن با تلفظ اصلي مي‌باشد. از ديگر امکانات مجموعه حاضر آموزش گرامر به صورت تست و آزمون مي‌باشد.

 


ادامه مطلب
+ 11:26 AM نويسنده aMiN |

انگیزه

شنبه سی ام مرداد 1389

انگيزه براي فراگيري زبان انگليسي

 

چيزي براي فراگيري صحيح زبان لازم است؟

شما بايد کمي زندگي‌تان را تغيير دهيد. مثلا با خودتان انگليسي حرف بزنيد و يا بعدازظهرتان را به مطالعه ديکشنري و يا دفتر لغت‌تان اختصاص دهيد. براي انجام اين کارها، آنهم به طور منظم، بايد از انجام اين کارها لذت ببريد. اگر شما مانند بيشتر زبان‌آموزهاي ديگر هستيد و دوست نداريد اين کارها را انجام دهيد، پس بايد روي انگيزه‌تان کار کنيد.

چه چيزي براي فراگيري صحيح زبان لازم است؟

شايد شما همه‌ي نکات فراگيري زبان را بدانيد، ولي اگر آنها اجرا نکنيد، چيزي زيادي ياد نخواهيد گرفت. واقعيت اين است که اگر مي‌خواهيد به خوبي انگليسي صحبت کنيد، بايد کمي زندگي روزمره‌تان را تغيير دهيد. در اينجا چند نمونه از کارهايي که مي‌توانيد انجام دهيد آورده شده است:

  • مي‌توانيد روزي يک ساعت يک کتاب انگليسي را مطالعه کنيد و ساختارهاي گرامري جملات را بررسي کرده و کلمات جديد را در يک ديکشنري جستجو کنيد.

  • مي‌توانيد به يک منبع شنيداري (مثلاً يک نوار کاست يا يک سي‌دي mp3 و...) گوش کنيد و آن قسمت‌هايي که متوجه نمي‌شويد را آنقدر تکرار کنيد تا آنچه گفته مي‌شود را کاملا درک کنيد.

  • مي‌توانيد يک ايميل به انگليسي بنويسيد و مرتباً از يک ديکشنري استفاده کنيد و يا در اينترنت به جستجو بپردازيد تا مطمئن شويد تمام کلمات به درستي به کار برده شده‌اند.

  • هنگاميکه در خيابان مشغول قدم زدن هستيد درباره آن چيزهايي که مي‌بينيد با خودتان به انگليسي صحبت کنيد.

 به نظر شما چه کسي مي‌تواند اين کارهاي ظاهراً عجيب و غيرعادي را انجام دهد؟ فقط کسي که از انجام دادن آنها لذت مي‌برد. اگر مي‌خواهيد به خوبي انگليسي بياموزيد، بايستي به همين شکل عمل کنيد. مشکل اينجاست که همه‌ي زبان‌آموزها مي‌خواهند خيلي خوب به انگليسي صحبت کنند، اما بيشتر آنها نمي‌خواهند براي فراگيري آن (در تنهايي) وقت صرف کنند. کمبود انگيزه باعث مي‌شود که زبان‌آموز حاضر نشود از وقت آزاد خود براي فراگيري زبان استفاده کند و يا اگر هم وقت مي‌گذارد، نمي‌تواند بطور پيوسته و منظم آن را ادامه دهد.

 

تفاوت بين زبان‌آموزان معمولي و زبان‌آموزان با انگيزه

يک زبان‌آموز معمولي (فاقد انگيزه‌ي لازم) روز قبل از يک آزمون يا تست انگليسي، ممکن است تـا 12 سـاعت هم مطالعـه کنـد، امـا (برخلاف زبان‌آموزان با انگيزه) در روزهاي بعد حاضر نخواهد بود روزي نيم ساعت هم به مطالعه‌ي يک کتاب انگليسي بپردازد. از نظر او آموزش انگليسي چندان لذت بخش نيست، بنابراين تنها زماني که مجبور باشد به مطالعه مي‌پردازد. مسئله اينست که تنها مطالعه‌ي مستمر و روزمره (حتي اگر کوتاه باشد) باعث پيشرفت سريع شما مي‌شود. نتيجه‌ي حاصل از يک مطالعه‌ي سخت و بي‌تداوم (مثلاً دو روز کامل قبل از امتحان) مأيوس کننده است، چونکه 90 درصد آنچه که ياد گرفته شده پس از حدود يک ماه فراموش مي‌شود. تنها مرور کردن پيوسته‌ي چيزها باعث بخاطر سپردن آنها مي‌شود و در غير اينصورت شما آنها را فراموش خواهيد کرد.

يک زبان‌آموز با انگيزه از فراگيري زبان لذت مي‌برد و بنابراين وقت بيشتري روي آن مي‌گذارد و آن را بطور منظم انجام مي‌دهد. انگيزه‌ي بالا براي او امتياز ديگري هم دارد و آن اينست که بخاطر سپردن کلمات و ساختارهاي گرامري آسان‌تر مي‌شود، زيرا مغز انسان اطلاعات مربوط به چيزهاي مورد علاقه‌اش را به راحتي به خاطر مي‌سپارد.

افزايش انگيزه براي آموختن زبان: ما در اينجا به شما تکنيک‌هاي روانشناسانه‌اي را آموزش مي‌دهيم تا از فراگيري زبان لذت برده و انگيزه‌تان را ارتقاء دهيد و درنهايت تغيير بزرگي را در وضعيت زبان خود ايجاد کنيد.

 

افزايش انگيزه براي آموختن زبان

در اينجا تكنيك‌هايي جهت افزايش انگيزه‌ي شما براي فراگيري يک زبان ديگر (در اينجا انگليسي) ارائه مي‌شود:

 

خودتان را در آينده مجسم کنيد

تصور کنيد که مثل زبان مادريتان مي‌توانيد با انگليسي‌زبان‌ها هم صحبت کنيد. تصور کنيد که همه مي‌خواهند مثل شما انگليسي صحبت کنند. فکر کنيد که ديگر مي‌توانيد به راحتي با افرادي از سرتاسر دنيا مکاتبه کنيد. تصور کنيد که وقتي آشنايان شما با مشکلي در زمينه‌ي زبان مواجه مي‌شوند، به شما مراجعه مي‌کنند. اين تصورات کمک مي‌کنند تا انگيزه‌ي لازم براي فراگيري زبان در شما شکل بگيرد. بايد بدانيد که شما مي‌توانيد به خوبي زبان انگليسي را بياموزيد و به آن مسلط شويد.

 

زبان شما هم‌اکنون خوب است ولي...

شما احتمالاً تا حدي به زبان انگليسي مسلط هستيد و اين خود يک موفقيت بزرگ است! حالا بايد به موفقيت‌هاي بزرگتري فکر کنيد. وقت آن رسيده است که از روش‌هاي مؤثر و کارآمد براي رسيدن به سطح قابل قبولي از دانش انگليسي استفاده کنيد.

درست است که انگليسي شما خوب است، ولي احتمالاً کامل نيست. شما احتمالاً هنوز نمي‌توانيدفيلم‌هاي زبان اصلي را متوجه شويد، کتاب‌هايي به انگليسي‌ بخوانيد، با انگليسي‌زبانها به راحتي صحبت کنيد و يا بدون اشتباه نامه بنويسيد.

شما هرگز نبايد تصور کنيد که انگليسي شما کامل شده است. حتي اگر بهترين دانش‌آموز کلاستان هستيد، هميشه بايد به دنبال يافتن نقاط ضعف خود باشيد و روي آنها کار کنيد. مثلاً در حال حاضر ممکن است در اين زمينه‌ها مشکل داشته باشيد: عدم تلفظ صحيح بعضي از کلمات، دايره‌ي لغت محدود، مشکلات گرامري با مثلاً زمان حال کامل و جملات شرطي و....

 

هر کجا که مي‌توانيد از انگليسي‌تان استفاده کنيد

اين يک نکته بسيار مهم است، هر چقدر بيشتر از انگليسي‌تان استفاده کنيد، بيشتر مي‌خواهيد که آن را ياد بگيريد.

زبان انگليسي آنقدر متداول است که شما مي‌توانيد همه جا از آن استفاده کنيد. مثلاً مي‌توانيد از موتور جستجوي گوگل براي يافتن اطلاعات مورد علاقه‌تان در سايتهاي انگليسي‌زبان بهره بگيريد، کارتون‌هاي زبان اصلي را تماشا کنيد، از بازيهاي ماجرايي در کامپيوترتان استفاده کنيد، کتابهايي به زبان انگليسي بخوانيد و....

با انجام اين کارها شما نه تنها آموزش و تفريح را با هم ادغام کرده‌ايد، بلکه وقتي مي‌بينيد که فراگيري يک يا چند کلمه به شما اين امکان را مي‌دهد که برنامه زبان اصلي مورد علاقه‌تان را متوجه شويد (يا بتوانيد با ديگران مکاتبه کنيد)، قطعاً خواستار فراگيري لغات بيشتري خواهيد شد.

 

با ديگران راجع به زبان انگليسي صحبت کنيد

اين يک روش ساده و در عين حال بسيار کارآمد است. شما معمولاً درباره‌ي چيزهايي صحبت مي‌کنيد که برايتان جالب باشد. اما برعکس آن هم درست است: اگر شما درباره‌ي يک موضوع خسته کننده صحبت کنيد، کم‌کم به آن علاقمند خواهيد شد.

تصور کنيد که چيزي را مطالعه مي‌کنيد که از آن نفرت داريد. مثلاً فرض کنيد با اينکه خسته و کسل هستيد، مجبوريد براي امتحان روز بعد خودتان را آماده کنيد. شما دو گزينه پيش رو داريد: يا مي‌توانيد به ديگران بگوييد که چقدر عذاب مي‌کشيد و يا مي‌توانيد با آنها درباره‌ي چيزهايي که ياد گرفته‌ايد صحبت کنيد. اگر گزينه‌ي اول را انتخاب کنيد تنها اوضاع خودتان را بدتر مي‌کنيد.

اما اگر گزينه‌ي دوم را انتخاب کنيد و درباره‌ي آن موضوع خسته کننده صحبت کنيد، کم‌کم نظر شما درباره‌ي آن عوض مي‌شود و به موضوعي تبديل خواهد شد که ارزش حرف زدن درباره‌ي آن را داشته باشد – يعني يک موضوع جالب.

و اما در مورد زبان انگليسي: شما مي‌توانيد دوستانتان را با گفتن چند جمله‌ي انگليسي غافلگير کنيد! يا مثلاً مي‌توانيد به آنها بگوييد که امروز 20 لغت جديد ياد گرفته‌ايد. هميشه از پيشرفتهايتان با آنها صحبت کنيد. از آنها بپرسيد آيا معني فلان کلمه را به انگليسي مي‌دانند؟ اگر کسي در نزديکي شما نيست، مي‌توانيد به دوستانتان تلفن کنيد و يا ايميل بزنيد.

احتمالا اين چيزها براي دوستان شما هيچ اهميتي ندارد، تنها چيزي که مهم است اين است که وقتي شما درباره‌ي «انگليسي» صحبت مي‌کنيد، علاقه و اشتياق شما نسبت به فراگيري آن بيشتر و بيشتر مي‌شود.

 

دوستي پيدا کنيد که به فراگيري انگليسي مشغول باشد

اگر بتوانيد دوستي پيدا کنيد که مانند خود شما در حال فراگيري زبان انگليسي و سطح معلوماتش نيز در حد شما باشد، در شرايطي بسيار ايده‌آل قرار خواهيد گرفت، زيرا:

  • کسي را خواهيد داشت که بتوانيد درباره‌ي «انگليسي» با او صحبت کنيد. همانطور که در بالا گفتيم، اين گفتگوها علاقه‌ي شما به فراگيري زبان را افزايش خواهد داد.

  • فراگيري زبان براي شما آسان‌تر خواهد شد، زيرا در اين صورت مي‌توانيد اشکال‌هايتان را با دوستتان در ميان بگذاريد.

  • بيشتر به مطالعه‌ي انگليسي خواهيد پرداخت، چونکه مي‌خواهيد از دوستتان بهتر باشيد (رقابت). (-:

 

شما بايد به طور منظم با دوستتان در تماس باشيد. او بايد در نزديکي شما زندگي کند و يا به همان مدرسه، دانشگاه، يا محل کار شما بيايد. اگر نمي‌توانيد چنين دوستي پيدا کنيد، مي‌توانيد کسي را از طريق ايميل پيدا کنيد (Pen-pal). البته يک دوست ايميلي هرگز نمي‌تواند جاي يک دوست واقعي را براي شما پر کند، زيرا رقابت با کسي که او را بخوبي نمي‌شناسيد دشوار است و اين نوع گفتگوها اغلب دوامي ندارند.

 

کمي پول خرج کنيد!

اگر پولتان را صرف خريد چيزي بکنيد، از آن استفاده خواهيد کرد. به عنوان مثال اگر شما يک راکت گرانقيمت خريداري کنيد، احتمالاً هر روز بيرون مي‌رويد و بدمينتون بازي مي‌کنيد.

اين قاعده براي فراگيري زبان نيز صادق است. اگر مي‌خواهيد اشتياقتان را براي فراگيري زبان بالا ببريد، مي‌توانيد (به عنوان مثال) يك ديكشنري نو، يک کتاب مصور به زبان انگليسي و يا يک سي‌دي مولتي مدياي آموزشي خريداري کنيد. اين يک اصل ساده است: وقتي براي چيزي پول خرج مي‌کنيد، از آن استفاده خواهيد کرد و بدين ترتيب سطح انگليسي شما ارتقاء پيدا مي‌کند. توصيه‌ي ما اين است که دور و بر خودتان را با انواع کتاب، سي‌دي، نوار و ديگر امکانات سمعي و بصري پر کنيد. بدين ترتيب هميشه از انگيزه‌ي لازم براي فراگيري زبان برخوردار خواهيد بود.

 

+ 11:23 AM نويسنده aMiN |

چگونه انگلیسی یاد بگیریم؟

شنبه سی ام مرداد 1389

در اين قسمت شما مي‌آموزيد چگونه انگيزه يادگيري انگليسي را در خود تقويت کنيد، چطور از اشتباهات جلوگيري کنيد، چگونه از ديکشنري به نحو موثرتري استفاده کنيد و در نهايت چطور مهارتهاي شنيداري، گفتاري و نوشتاري خود را افزايش دهيد.

1- انگيزه: مانند کسى باشيد که دوست دارد انگليسي بياموزد.

2- ديکشنري: يک ديکشنري انگليسي خوب تهيه کنيد.

3- اشتباه ممنوع: از اشتباهات پرهيز کنيد.

4- تلفظ: تلفظ اصوات انگليسي و علائم فونتيک را ياد بگيريد.

5- ورودي: با خواندن و شنيدن مکرر جملات، انگليسي را در ذهنتان ماندگار کنيد.

(دوستان عزیر به دلیل زیادی حجم مطالب در مورد هریک از قسمت های بالا برای هریک از آنها از عناوین مطالب جدا استفاده شده است.)


ادامه مطلب
+ 10:58 AM نويسنده aMiN |

pEaRls Of WisDoW

سه شنبه دوازدهم مرداد 1389


The millstone may break down
but the river continues its course to the sea
ممکن است سنگ آسیاب بشکند(یا آنرا بشکنند)  
اما رود به سفر خویش به سوی دریا ادامه خواهد داد

The believer is led to doubt justice
when he sees the trick of the fox triumph over

 justice of the lionشخص با اعتقاد در مورد عدالت دچار تردید می شود
وقتی که می بیند حقه روباه بر عدالت شیر پیروز شده است.


Deliver me from he who does not tell the truth unless he stings

 and from the man of good conduct and bad intentions and from him who acquires self-esteem by finding fault in others(پروردگارا) مرا از دست آن کس رها کن که حقیقت را نمی گوید مگر برای آنکه نیشی بزند٬ و از دست آدمی که کاری نیک می کند و نیتی بد در سر می پروراند٬ و از دست کسی که با عیب جویی از دیگران عزت نفسی برای خود دست و پا می کند.

 

If you choose between two evils
let your choice fall on the obvious rather than the hidden
even though the first appears greater than the second
اگر می خواهی بین دو بد یکی را برگزینی
بگذار انتخاب تو بر بدی که آشکار است تعلق بگیرد


Why repeat the old errors
if there are so many new errors to commit
وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد
چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد.

 

Spend some time alone every dayهر روز مجالی را صرف خلوت كردن كن

 

If reward is the goal of religion, if patriotism serves self-interest, and if education is pursued for advancement, then I would prefer to be a nonbeliever, a non-patriot, and a humbly ignorant manاگر هدف دین پاداش باشد٬ اگر وطن دوستی در خدمت منافع شخصی باشد٬ اگر آموزش و پرورش را برای پیشبرد اهداف خویش دنبال کنند٬ پس من ترجیح می دهم فردی بی اعتقاد٬ آدمی بدون حب به وطن و انسانی معمولی و نادان باشم.

 


ادامه مطلب
+ 6:19 PM نويسنده aMiN |